برگردان به زبان ساده
زین دامِ تن گهی که چو شهباز برپرم
بالی به هم زنم ز سماوات بگذرم
هوش مصنوعی: از این دام تن، گاهی چون شهباز با بالهایی باز پرواز میکنم و از آسمانها عبور میکنم.
نهصد هزار دوره عظمی ورای عرش
طیران کنم که جز به رخ دوست ننگرم
هوش مصنوعی: من آمادهام که نهصد هزار بار بر فراز عرش پرواز کنم، اما تنها به دوست خود نگاه میکنم و به چیز دیگری توجهی ندارم.
هر لحظه به حسن دگر صدهزار بار
بینم جمال عارض آن ماه پیکرم
هوش مصنوعی: هر لحظه با زیبایی جدیدی، صدها هزار بار چهره آن ماه مانند را میبینم که به من میتابد.
در هر تجلیی ز جمالش شوم فنا
کلی حجاب هستی خود را ز هم درم
هوش مصنوعی: در هر بار که زیبایی او را میبینم، به طور کامل محو او میشوم و تمام پردههای وجود خود را کنار میزنم.
چندین هزار دور برآید در آن فنا
تا از بقای خویش کند زنده دلبرم
هوش مصنوعی: مدتهای طولانی و بیشماری میگذرد تا محبوب من، که از بقا و زندگی خود بهرهمند است، مرا زنده کند و نجات دهد.
از خلعت منی چو مرا یار عور ساخت
آنگه لباس هستی خود کرد در برم
هوش مصنوعی: وقتی که معشوقهام برهنه و بیپوشش بود، من نیز از لطف او بهرهمند شدم و در حقیقت خودش را به من نمایان کرد.
دیدم که هر چه هست منم، نیست هیچ غیر
هر ذره گشته پرده بر روی انورم
هوش مصنوعی: من مشاهده کردم که هر آنچه وجود دارد، خودم هستم و هیچ چیز دیگری نیست؛ هر ذرهای که وجود دارد، پردهای است بر روی حقیقت من.
آئینه جمال جهان سوز روی ماست
از حیز عدم به وجود آنچه آورم
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت وجود ما، همچون آینهای است که تمام زیباییهای جهان را در خود منعکس میکند. من از نیستی به وجودی آمدهام که این زیبایی را به ارمغان میآورد.
حالات ما به شرح نیاید اسیریا
تا لطف نوربخش جهان گشت رهبرم
هوش مصنوعی: احوال ما را نمیتوان به آسانی بیان کرد، زیرا عشق و نور الهی، راهنمای من در زندگی است.