برگردان به زبان ساده
بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم
بحمدالله ز دیدارش بسامان شد همه کارم
هوش مصنوعی: پس از مدتی دلداری و جستجوی دل، بالاخره دوست محبوبم به سراغم آمد و اکنون با کمک او، زندگیام به خوبی و سامان رسیده است.
ازآن روزی که روی تو درآمد در نظر مارا
بهشت و حور عین هرگز بدیده در نمی آرم
هوش مصنوعی: از آن روزی که چهرهی تو را دیدم، بهشت و زیباییهای آن برایم هیچ ارزشی ندارد و دیگر هیچ زیباشناسی را نمیبینم.
مرا می لعل دلدارست و شاهد، ماه رخسارش
که دارد در جهان باری چنین عیشی که من دارم
هوش مصنوعی: دلدار من مانند لعل باارزش است و چهرهی او همچون ماه میدرخشد. در این دنیا چنین لذتی که من تجربه میکنم، بینظیر است.
نمی بینی مگر زاهد چرا در ظلمت جهلی
که عالم غرق نورآمد ز مهر روی دلدارم
هوش مصنوعی: تو نمیدانی چرا زاهد در جهل و تاریکی است، در حالی که عالم به روشنی و نور آمده، به خاطر زیبایی چهره محبوب من.
کسی محرم نمی بینم که گویم رازهای دل
ز وصف حسن رخسارش ازآن گفتن نمی یارم
هوش مصنوعی: هیچکس را نمیبینم که با او از رازهای درونم بگویم و از زیبایی چهرهاش صحبت کنم، چون نمیتوانم آن را به زبان بیاورم.
چه خرمن ها که جانم را شود محصول از وصلش
چو دایم تخم عشق او بملک دل همی کارم
هوش مصنوعی: چقدر از محبت و نزدیکی او میتوانم بهرهمند شوم، چون همیشه در دل خود عشق او را بهکاشت میزنم.
اسیری از جفای او مکن زاری که ناگاهی
کند آن بیوفا رحمی به آه و ناله زارم
هوش مصنوعی: در زجر و رنجی که از بی مهری او میکشم، زاری نکن، چون ممکن است ناگهان او به من رحم کند و به نالهها و دلنگرانیهایم توجه نماید.