برگردان به زبان ساده
ما دین و دل فدای غم یار کرده ایم
جان را بعشق آن صنم ایثار کرده ایم
هوش مصنوعی: ما برای عشق یارمان، دین و دل خود را فدای غم او کردهایم و جانمان را به خاطر زیبایی آن معشوق فدای او کردهایم.
ما ترک لذت دو جهانی بعشق دل
بربوی وصل آن بت عیار کرده ایم
هوش مصنوعی: ما از لذتهای دنيوی و آخرتی به خاطر عشق و وصال آن معشوق زیبا، چشمپوشی کردهایم.
انکار عاشقی برما کفر و کافریست
تا ما بدین عشق تو اقرار کرده ایم
هوش مصنوعی: انکار عشق ما به تو، همچون کفر و بیایمانی است؛ چرا که ما به این عشق پافشاری کرده و آن را پذیرفتهایم.
پوشیده نیست نکته ازما ز سر عشق
از بس که درس عشق تو تکرار کرده ایم
هوش مصنوعی: ما از عشق تو به خوبی آگاهیم، زیرا که بارها و بارها در مورد عشق تو درس خواندهایم.
شادم ز وصل و نیست دلم را غم فراق
جان را زخواب جهل چو بیدار کرده ایم
هوش مصنوعی: من از وصال خوشحالم و دلتنگی فراق را احساس نمیکنم. جانم، چون از خواب جهل بیدار شده است، دیگر نگران نیست.
حسن ترا ز کعبه و بتخانه دیده ایم
تسبیح را بعشق تو زنار کرده ایم
هوش مصنوعی: زیبایی تو را از کعبه و معابد باستانی دیدهایم. ما به عشق تو، تسبیح را به شکل زنجیری به دور کمر بستهایم.
از زیر پرده رو به اسیری نمود و گفت
در پرده ما جمال خود اظهار کرده ایم
هوش مصنوعی: او از پشت پرده به طرف اسیری نگاه کرد و گفت که ما زیبایی خود را در پس پرده نشان دادهایم.