برگردان به زبان ساده
حالیا در بزم وصل دوست جامی میزنم
با می و معشوق لاف نیکنامی میزنم
هوش مصنوعی: اکنون در جمع دوستان و در کنار محبوبم، نوشیدنیای مینوشم و با شراب و عشق، به خوبیها و نام نیک خود میبالم.
تا به ملک وصل جانان راه یابد جان ما
بیسر و سامان به راه عشق گامی میزنم
هوش مصنوعی: برای رسیدن به معشوق و وصل او، جان ما که بیقرار و ناآرام است، در مسیر عشق قدم برمیدارد.
چون به کوی زهد کاری برنیامد زاهدا
حالیا در میکده رندانه جامی میزنم
هوش مصنوعی: وقتی در دنیای زهد و عبادت نتوانستم به چیزی برسم، حالا در میکده به طور آزاد و با شادی مشغول نوشیدن هستم.
من که در اقلیم تقوی خواجه بودم کنون
پیش پیر میکده دم از غلامی میزنم
هوش مصنوعی: من که زمانی در دنیای تقوا و پرهیزگاری مقام والایی داشتم، حالا در مقابل پیر میکده از مقام بندگی و غلامی سخن میگویم.
تا نمایم ره به کوی وصل جانان خلق را
در طریق حق صلای خاص و عامی میزنم
هوش مصنوعی: من در تلاش هستم که راهی به سوی وصال محبوب نشان دهم و در این مسیر برای همه مردم، با صدای خاص و عام، دعوت به حق و حقیقت میکنم.
چون ز خود فانی مطلق گشتم و باقی به حق
در مقام فقر گلبانگ تمامی میزنم
هوش مصنوعی: زمانی که از وجود خود کاملاً گذشتم و به حقیقت و فقر واقعی پی بردم، صدای تمام وجودم را به حق تقدیم میکنم.
چون اسیری در طریق عشق بودم پخته
زآتش سوداش اکنون جوش خامی میزنم
هوش مصنوعی: من در مسیر عشق همچون اسیری بودم که بر اثر آتش شوق، به بلوغ و پختگی رسیدهام، اما حالا باز هم از شدت هیجان و شور جوانی، رفتارهای ناپختهای از خود نشان میدهم.