برگردان به زبان ساده
باز از سودای زلفش بی سرو سامان شدم
در شعاع حسن او شیدائی و حیران شدم
هوش مصنوعی: باز هم از فکر زلف او بیتاب و بیقرار شدم، در درخشش زیباییاش مجنون و حیران گشتم.
تا که خورشید جمال نوربخش او بتافت
ظلمت ما نور گشت و همچو مه تابان شدم
هوش مصنوعی: زمانی که نور زیبایی او مانند خورشید بر ما تابید، تاریکیهای زندگیمان روشن شد و من مانند ماه درخشان شدم.
چون بدیدم از همه ذرات مهر روی دوست
عارف اهل یقین و صاحب عرفان شدم
هوش مصنوعی: وقتی محبت چهره دوست را در تمام موجودات دیدم، به حقیقت شناخت و معرفت رسیدم و عارف شدم.
گرچه بودم قطره چون در بحر کل گشتم فنا
در بقا بعدالفنا دریای بی پایان شدم
هوش مصنوعی: اگرچه من فقط یک قطره بودم، وقتی به دریا پیوستم، در عین نابودی به بقا دست یافتم و به دریای بیپایان تبدیل شدم.
دین و دنیا چون فدای عشق جانان ساختم
در طریق عاشقی سرحلقه رندان شدم
هوش مصنوعی: عشق معشوق برایم از هر چیزی مهمتر شده و در مسیر عاشقی قدم گذاشتهام. اکنون در جمع رندان و عاشقان باعتماد و افتخار جایی دارم.
در قمار عشق جانان جان و دل درباختم
محرم بزم وصالش بی دل و بی جان شدم
هوش مصنوعی: در بازی عشق محبوب، جان و دل خود را باختم. در محفل وصالش، بدون دل و جان در حضور او قرار گرفتم.
عارفان گر شهره شهرند اسیری از عمل
من بمحض موهبت اعجوبه دوران شدم
هوش مصنوعی: اگر عارفان معروف و مشهور در شهر باشند، من تنها اسیری هستم که به لطف و بخشش خاص، به یک معجزه در زمان خود تبدیل شدم.