برگردان به زبان ساده
دادیم دل بدست غم عشق آن صنم
گو دل نگاه دار و مکن بیش ازین ستم
هوش مصنوعی: ما دلمان را به خاطر عشق آن معشوق به غم سپردهایم. از او میخواهیم که دلمان را نگه دارد و دیگر بر ما زجری از این بیشتر نرساند.
بگذر زفکر عالم و با یاد دوست باش
چون یارمونست بود از بیش و کم چه غم
هوش مصنوعی: به یاد دوست باش و از فکر کردن به دنیا بگذر، چون که اگر دوستی در کنارمان باشد، نگرانی از داشتهها و نداشتنها بیمعناست.
با درد و سوز عشق بساز ای دل حزین
گر زانکه میکنی بجهان کار بی ندم
هوش مصنوعی: ای دل غمگین، با درد و رنج عشق کنار بیا، زیرا اگر قرار است به این دنیا مشغول باشی، نباید بدون عشق و شور زندگی کنی.
گه در غم فراقم و گه در غم وصال
کو جذبه که باز رهم من ازین دو هم
هوش مصنوعی: گاه در اندوه جدایی هستم و گاه در غم وصل. آن نیرویی که بتواند مرا از این دو حالت رها کند، کجاست؟
با چشم ساقی و لب میگون جانفزاش
دارم بروی دوست فراغت زجام جم
هوش مصنوعی: من از نگاه ساقی و لبهای زیبا جان تازهای میگیرم و در کنار دوست، از نوشیدن جام جم بیخبرم.
ای دل بدرد خو کن و درمان ز کس مجو
شاید شوی بدولت غم شاد و محترم
هوش مصنوعی: ای دل، به درد و رنج عادت کن و برای درمان به دنبال کسی نرو. ممکن است با پذیرفتن غمها، به خوشی و احترام دست یابی.
گر زانکه وصل یار اسیری طلب کنی
باید که برسر خود و عالم نهی قدم
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به وصال یار برسی و اسیر عشق او شوی، باید برای این هدف، همه چیز حتی خودت و اطرافیانت را قربانی کنی.