برگردان به زبان ساده
در سر همه سودای سر زلف تو دارم
دردل بجز از مهر رخت هیچ ندارم
هوش مصنوعی: در ذهن همه، آرزوی زیبایی موهای تو وجود دارد و در دل من، به جز عشق تو، هیچ چیز دیگری نیست.
از باده لعل لب تو مست مدامم
وز نرگس مخمور تو در عین خمارم
هوش مصنوعی: من همیشه از شراب لبهای سرخ تو سرمست هستم و در حالی که خودم خمار هستم، از نرگس مست چشمان تو هم مدهوش شدهام.
جانم نفسی از کمرت دست ندارد
تا موی میان تو نیارد بکنارم
هوش مصنوعی: جانم به قدری به تو وابسته است که حتی نمیتوانم نفسی از تو دور شوم، تا جایی که نمیتوانم موی تو را از کنار صورتت کنار بزنم.
تا دیده دل دید جمال رخ خوبت
خورشید جهانتاب کجا در نظر آرم
هوش مصنوعی: تا وقتی که دل و دیده من زیبایی چهره زیبایت را میبیند، چگونه میتوانم در نظرم چیزی غیر از تو را تصور کنم؟
در کوی طلب یک نفس از پا ننشینم
وز دامن مطلوب دمی دست ندارم
هوش مصنوعی: در مسیر جستجوی خواستهام، حتی برای لحظهای دست از تلاش برنمیدارم و از آنچه به دلم نزدیک است، دست نمیکشم.
گفتا که تو عاشق بچه رویی و کجایی
گفتم که بروی تو ازین گفت نیارم
هوش مصنوعی: او گفت که تو عاشق دختر زیبایی هستی و کجایی؟ گفتم که بروی، من از این صحبتها نمیخواهم.
گفتم که ندارم بجهان غیر تو یاری
گفتا که اسیری من ازین روبتو یارم
هوش مصنوعی: گفتم که کسی جز تو ندارم که به کمکم بیاید، او پاسخ داد که من در واقع در زنجیر تو هستم و از این بابت تو برای من کمک و یاری هستی.