برگردان به زبان ساده
هنگام آن آمد که من این پرده ها را بردرم
شهباز و سیمرغی شوم از چرخ گردون بگذرم
هوش مصنوعی: زمانی خواهد رسید که من حجابها را کنار بزنم و به مقام بالاترین پرندهها دست پیدا کنم و از دنیای مادی فراتر بروم.
ویران کنم این آشیان سازم مکان در لامکان
گردد همه کون و مکان چون بیضه زیر شهپرم
هوش مصنوعی: میخواهم این خانه را ویران کرده و محل جدیدی بسازم که در فضای نامتناهی قرار گیرد. همه موجودات و جهان مانند تخم مرغی زیر چتر من خواهند شد.
بگذارم این نام و نشان ازما ومن یابم امان
گردم فنای جاودان چون در جمالش بنگرم
هوش مصنوعی: میخواهم همهی ویژگیها و نشانههای خود را کنار بگذارم و در آرامش قرار بگیرم، به گونهای که در زیبایی او غرق شوم و به نوعی به فنا برسم که همیشه باقی بماند.
چون یار بردارد نقاب آید برون مه از حجاب
هر ذره گردد آفتاب از نور مهر خاورم
هوش مصنوعی: زمانی که محبوب خود را از پس پرده برمیدارد و نمایان میشود، زیبایی او مانند ماه درخشان است. در این حالت، هر ذرهای به نور آفتاب تبدیل میشود و روشناییاش از وجود او نشأت میگیرد.
در پرتو نور خدا از ما و من گشتم جدا
شد ظلمتم نور و صفا من عین نور انورم
هوش مصنوعی: در پرتو نور خدا، از خودم فاصله گرفتم و دیگر نتوانستم در تاریکی بمانم. حالا نور و روشنایی در وجودم جاری شده و به نوعی مثل خود نور خدا شدم.
هم صورت و معنی منم هم حجت و دعوی منم
هم دنیی و عقبی منم هم از دو عالم برترم
هوش مصنوعی: من هم شکل و ظاهر هستم و هم معنایی عمیق دارم، هم دلیل و برهان من هستم و هم خواستههایم در زندگی و آخرت. من فراتر از همه چیز در این دو جهان هستم.
تا گشت جانم با نوا از گنج وصل جانفزا
کردم اسیری گم ترا دیگر چه یادت آورم
هوش مصنوعی: زمانی که جانم با آهنگ عشق و وصال پر از زیبایی شد، به اسیری در عشق تو درآمدم. حالا از یاد تو چه چیز دیگری میتوانم به یاد آورم؟