برگردان به زبان ساده
ای کنایت ز سر کوی تو جنات نعیم
شد اشارت بفراق رخ تو نار جحیم
هوش مصنوعی: تو به خاطر وجود خودت، سرزمینهای بهشتی را به تصویر کشیدی و دلالت بر جداییات، آتش جهنم را هم به یاد میآورد.
رشک فردوس برین است و نعیم ابدی
دوزخ ما که در آنجاست بما یار ندیم
هوش مصنوعی: زیبایی و خوشیهای بهشت برین و نعمتهای جاودانی جهنم، حسرتی است بر ما که در این دنیا با یار خود در کنار هم هستیم.
هست از مهر رخت در دل هر ذره نشان
یافت جان همه از نکهت زلف تو نسیم
هوش مصنوعی: در دل هر ذره از جهان نشانی از محبت تو وجود دارد و روح همه چیز از عطر و خوشبویی موی تو به زندگی آمده است.
در دل پاک توان دید جمال تو عیان
زانکه آوینه روی تو بود قلب سلیم
هوش مصنوعی: در دل پاک، توانایی دیدن زیبایی تو به وضوح وجود دارد؛ زیرا قلب صاف و بیآلایش مانند آینهای است که چهره تو را نشان میدهد.
فارغ از دعوی برهان حدوث و قدم است
جان عارف که بود محرم اسرار قدیم
هوش مصنوعی: آدمی که به حقیقت و معرفت رسیده است، از بحثها و جدلهای فلسفی درباره آغاز و ازلیت وجود فاصله میگیرد و به بُعد عمیقتری از تجربیات و معارف دست پیدا میکند. او به رازهای کهن و پنهان حقیقت آگاه است و به همین دلیل درک عمیقتری از هستی دارد.
مست و بیخود ز می و وصل تو ذرات دو کون
همه از فیض تو با بهره زهی فیض عمیم
هوش مصنوعی: در حالتی سرشار از شادی و سرمستی به سر میبرم، و در این حالت، همه چیز در عالم به لطف و فیض تو به وجود آمده است و از این نعمت بزرگ بهرهمند شدهاند.
گه تجلی جمالی کند و گاه جلال
چون کنم کین دل دیوانه نگردد بدو نیم
هوش مصنوعی: گاهی جلوهای از زیبایی خود را نشان میدهد و گاهی جلوهای از عظمت و شکوه. چگونه میتوانم دل دیوانهام را از این تجلیات دور نگاه دارم؟
گر جفا می کند آن یار و اگر مهر و وفا
چاره ماچه بود غیر رضا و تسلیم
هوش مصنوعی: اگر آن دوست با ما بدرفتاری کند و اگر محبت و وفا از او خبری نباشد، ما چه کار میتوانیم بکنیم جز اینکه راضی باشیم و تسلیم وضعیت باشیم.
ای اسیری ز خدا غیر خدا هیچ مجو
بهر حق عابد حق شو نه ز امید و ز بیم
هوش مصنوعی: ای انسان گرفتار، به دنبال چیزی جز خدا نباش. برای خدا عبادت کن و نه به امید پاداش و نه از ترس عذاب.