برگردان به زبان ساده
بیا که بی تو ز عمر خودم گرفت ملال
مگر ز روی تو گردیم شادمان ز وصال
هوش مصنوعی: بیا تا با تو بودن، غم از زندگیام دور شود. مگر اینکه از تماشای چهرهات شاد و خوشحال شوم و از وصالت لذت ببرم.
از آن به کُنهِ جمالت کسی نشد واقف
که داشت شاهد حسنت هزار غنج و دلال
هوش مصنوعی: هیچکس از زیبایی تو خبر ندارد، زیرا تو چنان خوشچهره و جذابی که هزاران زیبایی و ناز و کرشمه در وجودت نهفته است.
دلی که جلوهٔ رویت ندید از همه رو
نبرد بو به حقیقت ز ذوق اهل کمال
هوش مصنوعی: دلهایی که زیبایی چهرهات را ندیدهاند از هیچ چیز دیگر لذت نبردهاند، زیرا حقیقتاً تنها کسی که به درک زیباییهای واقعی رسیده، از این طعم و لذت برخوردار است.
مگر که عاشق دیوانه جان برافشاند
وگرنه فکر وصالش بود خیال محال
هوش مصنوعی: جز آنکه عاشق دیوانه جان خود را فدای عشق کند، در غیر این صورت، فکر رسیدن به او تنها یک خیال غیرممکن خواهد بود.
بگو به ساقی جانها کز آن شراب کهن
بساز بهر حریفان پیاله مالامال
هوش مصنوعی: به ساقی بگو که برای دوستانش از آن شراب قدیمی پیاله هایی پر کند.
هوای این می و شاهد گرت بود صافی
بگیر دامن رندان بنوش جام وصال
هوش مصنوعی: اگر به دلت میخواهد که در کنار معشوق و در میگساری شاد باشی، پس با خلوص نیت رفتار کن و از رفاقت با دوستان پرهیز نکن. نوشیدن در کنار رندان و لحظات خوب را در آغوش بگیر.
اگر تو عاشق زاری و طالب یاری
چو بلبل از هوس گل به درد و سوز بنال
هوش مصنوعی: اگر تو در عشق بیقرار و به دنبال کمک هستی، مانند بلبل که از آرزوی گل غمگین و نالان است، به شوق و درد خود ناله کن.
کسی که رند و حریف است و مست و خاموش است
ز بزم خاص به گوشش رسد خروش تعال
هوش مصنوعی: کسی که سرمست و بیخیال است و سکوت میکند، اگر در مجلس خاصی باشد، صدای دعوتی به گوشش میرسد.
مگر که کشف اسیری شود مقام شهود
وگرنه هست فسانه حدیث خواب خیال
هوش مصنوعی: به جز این که اسرار و پدیدهها به مرحلهی واقعی و عینی برسند، در غیر این صورت، تمامی قصهها و داستانها تنها افسانه و خواب و خیال باقی میمانند.