برگردان به زبان ساده
چون خیال وصل جانان هست سودای محال
جان شیدایم ز وصلش گشت قانع با خیال
هوش مصنوعی: وقتی که به فکر وصال معشوق هستیم، دلمان به آرزوی غیرممکن مشغول است. جان عاشق ما از وصل او راضی شده و به همین خیال دلگرم است.
تا ز هستی هست باقی یکسر مو وصل نیست
نیست از هستی خودشو گر همی خواهی وصال
هوش مصنوعی: تا زمانی که وجود دارد، همه چیز به هم متصل نیست. اگر میخواهی به وصال برسی، باید از موجودیت خود کم کنی.
در میان جان و جانان پرده جز پندار نیست
چونکه پندارت نماند هر دو دارند اتصال
هوش مصنوعی: در بین روح و محبوب، تنها خیال و توهم وجود دارد. وقتی که خیال و تصور تو کنار برود، هر دو به هم پیوستهاند و ارتباط دارند.
گر شود صافی ز زنگ غیر مرآت دلت
می توان دیدن عیان از دیده جان آن جمال
هوش مصنوعی: اگر دل از آلودگیهای غیر پاک شود، میتوانی جمال و زیبایی واقعی را به وضوح با چشم جانت ببینی.
حال اهل دل طلب مفتی، که تا عارف شوی
راز عرفان کی شود حاصل ز راه قیل و قال
هوش مصنوعی: نفس اهل دل به دنبال کسانی است که آنها را راهنمایی کنند، زیرا برای دستیابی به درک عمیق معنوی، باید از بحثها و جدلهای بیپایه پرهیز کرد.
دامن صاحب کمالی گیر و میرو در رهش
گر همی خواهی که یابی حال ارباب کمال
هوش مصنوعی: به دامن فردی با کمال و فضیلت چنگ بزن و از راه او منحرف نشو، اگر واقعاً میخواهی به حال و مقام بزرگانی که به کمال رسیدهاند دست یابی.
چون بکنه حسن او کس را اسیری ره نبود
در بیان وصف او زان رو زبانها گشت لال
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی او کسی را به اسارت در میآورد، دیگر هیچ راهی برای توصیف او وجود ندارد. به همین دلیل، زبانها از گفتن در مورد او خاموش میشوند.