برگردان به زبان ساده
چو عشقش از دلت گشتست زایل
بکنج عافیت کردی تو منزل
هوش مصنوعی: وقتی که عشق او از قلبت رفته و دیگر در دلت جایی ندارد، به گوشهای از آرامش و راحتی پناه بردهای.
بحمدالله که رستی از نگاری
که جز خون جگر زونیست حاصل
هوش مصنوعی: خوشبختانه از عشق و وابستگی به کسی آزاد شدی که تنها چیزی که برایت به ارمغان میآورد، درد و رنج است.
شها حیف است بهر بی وفایان
ز غم بودن چو مرغی نیم بسمل
هوش مصنوعی: ای کاش برای کسانی که وفا ندارند، غمگین باشم، چون مرغی نیمه جان هستم.
کنون مردانه رفتی از غیوری
که برگشتی بکل زین فکر باطل
هوش مصنوعی: اکنون با شجاعت از غیرت رفتهای و به طور کامل از این فکر نادرست بازگشتهای.
چو دانستی که هر جاییست یارت
بسویش می نباید بود مایل
هوش مصنوعی: وقتی دانستی کسی در جایی منتظر توست، دیگر نباید به سمت جای دیگری تمایل داشته باشی.
چو قدر پاکبازی می ندانست
برون کردی هوایش پاک از دل
هوش مصنوعی: وقتی ارزش یک انسان خوب و پاک را نمیدانستید، از دل خود این فکر را بیرون کردید.
اسیری چون ز قیدش گشت ازاد
نگویی از چه بندی بار محمل
هوش مصنوعی: اگر اسیری از بند رها شود، دیگر نگو که از چه بندی آزاد شده است.