برگردان به زبان ساده
هرکه عاشق شد بباید گفت جان را الوداع
زانکه در بازار عشقش نیست رایج این متاع
هوش مصنوعی: هر کسی که عاشق شود، باید با جان خود وداع کند؛ زیرا در عرصه عشق، چنین احساسی ارزشی ندارد و معمول نیست.
عشق گوید پا منه اندر طریق عاشقی
با غم معشوق اگر داری بجان و دل نزاع
هوش مصنوعی: عشق به تو میگوید که در راه عاشقی قدم نگذاری، زیرا اگر با غم معشوقی دست و پنجه نرم میکنی، باید همه وجودت را به این کار اختصاص دهی و به هیچ چیز دیگری توجه نداشته باشی.
زاهدا با ما سخن از عاشقی و عشق گو
گر ز زهد خشک گوئی کی کنیمش استماع
هوش مصنوعی: ای زاهد، با ما از عشق و عاشقی سخن بگو، چرا که اگر فقط از زهد و ترک دنیا بگویی، ما چگونه میتوانیم به سخنانت گوش دهیم؟
واعظ نادان چه گوید از جمال روی دوست
چون بسر این سخن هرگز نبودش اطلاع
هوش مصنوعی: واعظ ناآگاه چه چیزی میتواند درباره زیبایی چهره معشوق بگوید، در حالی که او هیچگاه از این سخن و زیبایی آگاهی نداشته است.
سالکا گر عاشقی زهد ریا را ترک کن
زانکه زهد و عشق را هرگز نباشد اجتماع
هوش مصنوعی: ای عارف، اگر عشق در دل داری، ریاگویی و زهد ظاهری را رها کن، زیرا زهد و عشق هرگز نمیتوانند با هم جمع شوند.
گر شدی عاشق دلا قطع نظر کن از دو کون
نیستی محرم بعشقش گر نداری انقطاع
هوش مصنوعی: اگر عاشق شدی، دیگر به چیزهای دنیوی فکر نکن. تو در عشق او جایگاهی نداری، اگر نتوانی از دیگر خواستهها و وابستگیهایت جدا شوی.
هرچه میگویی ز زلف و روی آن دلدار گو
غیر از این از کفر و دین گرگوئیم باشد صداع
هوش مصنوعی: هر چه درباره زلف و چهره آن معشوق میگویی، بگو؛ اما اگر از کفر و دین صحبت کنیم، این موضوع فقط دردسر ایجاد میکند.
پرتو خورشید حسنت محو گرداند جهان
گر ز روی نوربخش خود براندازی قناع
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی و نیکوییات توجه کنی و نور خود را بر جهان بتابانی، میتوانی دنیا را تحت تأثیر قرار دهی و تغییر دهی.
در طریقت کی شوی متبوع پیش خاص و عام
در شریعت گر نداری چون اسیری اتباع
هوش مصنوعی: در مسیر حق و حقیقت، چگونه میتوانی سرآمد و الگو باشی برای مردم خاص و عام، اگر در شریعتی که پیروی میکنی، مانند اسیرانی هستی که پیروان دیگر هستند؟