برگردان به زبان ساده
دلدار برگرفت نقاب از جمال خویش
با عاشقان نمود رخ بی مثال خویش
هوش مصنوعی: عزیزم، نقابش را از چهره زیبایش برداشت و با شوریدگان عشق، زیبایی بینظیرش را نشان داد.
چون حسن خود بدید در آئینه شد چنین
آشفته کرشمه و غنج و دلال خویش
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی خود را در آینه مشاهده کرد، به شدت دچار آشفتگی و بیتابی شد، چون به جذابیت و ناز خود پی برد.
ای آفتاب حسن چو ما ذره توایم
یارب مساز کم ز سرما ظلال خویش
هوش مصنوعی: ای خورشید زیبایی، ما مانند ذراتی از نور تو هستیم. خدایا، ما را از سرما و دوری از وجود خودت دور نگهدار.
از نور مهر روی تو عالم منور است
اظهار کرده به دو عالم کمال خویش
هوش مصنوعی: نور چهره تو باعث روشنی جهان است و وجود تو در دو عالم نشاندهنده کمال و زیباییهای خودت است.
عشاق را به آتش هجران بسوختی
برسوخته بریز زلال وصال خویش
هوش مصنوعی: عاشقان را با دوری خود سوزاندی، پس بر سوختگان محبت خود، آب زلال وصالت را بپاش.
بگشا نقاب زلف بروز آرشام را
دیوانه ساز خلق جهان از جمال خویش
هوش مصنوعی: زلف خود را از روی آرشام بگشا تا زیباییات دیوانهوار، جهانیان را تحت تأثیر قرار دهد.
خود را به پیش یار اسیری نثار کن
در بزم وصل او چو نداری مجال خویش
هوش مصنوعی: به خودت اجازه بده که در محفل عشق معشوق، تمام وجودت را فدای او کنی، حتی اگر فرصتی برای ابراز احساسات خودت نداشته باشی.