برگردان به زبان ساده
تا که دریای قدم آمد بجوش
گشت صحرای دو عالم پرخروش
هوش مصنوعی: وقتی که قدمهای او به دریا رسید، تمام دشتهای دو جهان به جنب و جوش افتادند.
در نقاب کفر زلف بیقرار
نور ایمان رخ خوبت مپوش
هوش مصنوعی: زلف بیقرار تو که نماد ایمان است، در پنهانی و نقاب کفر، چهره زیبا و درخشان تو را مپوشان.
تا نمودی حسن رخسار چو ماه
از دل و جانم ربودی عقل و هوش
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی چهرهات را نمایش کردی، همچون ماه، از دل و جانم عقل و هوش را گرفت.
ترک زهد و دین و دنیا در رهت
هست آسان پیش رند باده نوش
هوش مصنوعی: رهایی از زهد و دین و دنیا در مسیر تو کار سادهای است، بنابراین نوشیدن باده برای افراد آزاداندیش آسان است.
مستی و مخموری امروز ما
هست از آن می ها که یارم داد دوش
هوش مصنوعی: امروز حال و هوای شاداب و سرمستی ما به دلیل شرابی است که دیشب محبوبم به ما داد.
واقفم از ذوق مستی تا دلم
شد مرید پیر جام می فروش
هوش مصنوعی: من به خوشی و لذت ناشی از مستی آگاه هستم و به خاطر آن به عشق و ارادت به پیر جام میفروش رسیدهام.
دربدر بی پا و سرگردیده ام
چون اسیری سال ها در جست و جوش
هوش مصنوعی: من به شدت بیدارم و سرگردانم، مانند یک اسیر که سالها درپی چیزی میگردد.