برگردان به زبان ساده
من عاشق و رندم و نظرباز
با شاهد و می حریف و دمساز
هوش مصنوعی: من عاشق و شیفته هستم، سرگرم عشق و زیباییام و در کنار باده و دوست، لحظاتی شیرین و خوش را میگذرانم.
در بزمگه وصال با دوست
بودم همه دم ندیدم وهمراز
هوش مصنوعی: در محفل وصال با دوست، همیشه در کنار هم بودیم، اما هرگز نتوانستم هم راز او بشوم و صحبتهای دلم را با او در میان بگذارم.
ساز ره وصل، جان سپاریست
این ره مرو ار نداری این ساز
هوش مصنوعی: برای رسیدن به وصل و اتحاد واقعی، باید جان خود را فدای این عشق کنی. اگر برای این مسیر آماده نیستی و نمیتوانی خود را به آن تقدیم کنی، بهتر است به این راه نروی.
صد بحر بیک نفس کشیدیم
هستیم هنوز ما و من باز
هوش مصنوعی: ما با یک نفس در عمق انبوهی از دریاها غوطهور شدهایم و هنوز هم به حضور خود ادامه میدهیم.
دادیم قرار و صبر از دست
مطرب چو بساز شد هم آواز
هوش مصنوعی: ما تصمیم گرفتهایم و صبرمان را از دست دادیم، چون وقتی مطرب به ساز آورد، همه با هم همخوانی کردند.
مائیم و نیاز و عجز و زاری
دلبر همه کبر و عشوه و ناز
هوش مصنوعی: ما هستیم با نیاز و ناتوانی و زاری، در حالی که معشوق تمام غرور و ناز و عشوه را دارد.
تا محرم یار شد اسیری
فاش است بکاینات این راز
هوش مصنوعی: تا زمانی که دلبر محرم شود، راز اسارت عاشق به وضوح در آیینهها نمایان است.