برگردان به زبان ساده
ای عشق چاره ساز جگر سوز دلنواز
بستان مرا ز دست من و کار من بساز
هوش مصنوعی: ای عشق، دارویی برای دردها و آرامشبخش دل، مرا از دست خودم نجات بده و به من کمک کن تا زندگیام را سامان بخشم.
گر داستان زلف تو خوانم مطولست
کوته کنم بروی تو افسانه دراز
هوش مصنوعی: اگر بخواهم داستان زلف تو را به تفصیل بگویم، بسیار طولانی میشود؛ بنابراین سعی میکنم دربارهی تو داستانی کوتاه و پرمعنا بگویم.
کی آورم بسجده محراب سرفرو
گر نیست طاق ابروی تو قبله در نماز
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم در نماز به جای سجده به محراب، سرم را به زمین بگذارم، در حالی که اگر ابروی تو نباشد، هیچ قبلهای وجود ندارد؟
گر وصل دوست میطلبی هست و نیست را
خوش در قمار عشق بیکباره پاکباز
هوش مصنوعی: اگر به دنبال وصل دوست هستی، در بازی عشق باید با همه چیز وداع کنی و به یکباره از خود بگذری.
گر عاشقان ز محنت عشقند خوار و زار
همت نگر بعشق تو مائیم سرفراز
هوش مصنوعی: اگر عاشقان به خاطر درد و رنج عشق در ضعف و پریشانی به سر میبرند، توجه کن که ما به خاطر عشق تو، سرشار از افتخار هستیم.
با هر کسی ز خوان کرم بخش و قسمتی است
معشوق و ناز و عاشق بیچاره و نیاز
هوش مصنوعی: هر کسی به طریقی از نعمتهای زندگی بهرهمند است و در این میان، معشوق هم دارد که به او ناز میکند و عاشق با نیازهایش در تلاش است.
در بوته مجاهده بربوی وصل یار
جانم اسیریا همه دم هست درگداز
هوش مصنوعی: در مراحل سخت و تلاش برای رسیدن به معشوق، جان من به اسارتی دائم دچار است و در هر لحظه در حال آزمایش و دگرگونی هستم.