برگردان به زبان ساده
مائیم و کنج خلوت و سودای عشق یار
ناصح تو کار خود کن و ما را باو گذار
هوش مصنوعی: ما در گوشهای تنها نشستهایم و در فکر عشق محبوب هستیم؛ تو به کار خودت بپرداز و ما را به حال خود بگذار.
جانها معطر و دو جهان پر نسیم شد
تا برفشاند باد صبا زلف مشکبار
هوش مصنوعی: با وزش باد ملایم، جانها سرشار از عطر و دلها شاداب شد، تا اینکه بادی خنک، موی مشکین را به این سو و آن سو بپراکند.
بازم خیال زهد مبادا برد ز راه
ساقی مدار منتظرم جام می بیار
هوش مصنوعی: اینگونه نگران نباش و به فکر زهد و ترک دنیا نباش؛ زیرا من همچنان منتظر هستم که ساقی (شرابریز) جام می را بیاورد.
تا خانه کرد در دل من عشق مغ بچه
گشتم ز فکر کفر و ز اسلام برکنار
هوش مصنوعی: عشق در دل من مانند یک مغز میوه جا گرفته است، به طوری که از افکار کفر و اسلام دور شدم و هیچ concernای نسبت به آنها ندارم.
زاهد که توبه میدهد از عاشقی مرا
رویت چو دید می شود از توبه شرمسار
هوش مصنوعی: زاهدی که از عشق فاصله گرفته و توبه کرده، وقتی چهره تو را میبیند، از توبهاش شرمنده میشود.
هربار رخ بشیوه دیگر نمایدم
هر روز اگر جمال تو بینم هزار بار
هوش مصنوعی: هر بار که تو را به شکلی متفاوت ببینم، اگر هر روز زیباییات را ببینم، احساس میکنم که هزار بار تو را دیدهام.
هرکو قدم نهد چو اسیری برای عشق
بازش بگو که با غم دنیا و دین چه کار
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند یک اسیر برای عشق قدم برمیدارد، به او بگو که با غم و مشکلات دنیا و دین چه کار دارد.