برگردان به زبان ساده
نمی دانم بقول حاسدی چند
چرا ببرید از ما یار پیوند
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا برخی از حسودان میخواهند که ما از یار و دوستیمان دور شویم یا رابطهمان را قطع کنند.
گرفتارم بقید زلف جانان
خلاصی نیست جانم را ازین بند
هوش مصنوعی: من در دام زلف محبوب گرفتار شدهام و راهی برای رهایی از این بند وجود ندارد. جانم به این پیوند وابسته است.
چو من در عاشقی افسانه گشتم
مده ناصح بعشق او مرا پند
هوش مصنوعی: زمانی که من در عشق به یک داستان تبدیل شدم، ای پنددهنده، مرا از عشق او نصیحت نکن.
دل دیوانه عاشق به هجران
به امید وصال اوست خرسند
هوش مصنوعی: دل عاشق دیوانه، با وجود دوری از معشوقش، به خاطر امیدی که به وصال او دارد، خوشحال و خرسند است.
دلا چون رند و مست جام عشقی
به زهد و پارسائی خوش همی خند
هوش مصنوعی: ای دل، چرا مانند یک زاهد خشک و بیروح نباشی؟ چرا از عشق و شوقی که در دل داری، بهجای سرکوب کردن آن، لذت نبری و همچون رند و مستی که در خوشی به سر میبرد، نتبری.
بروی عالم افروز تو ای جان
کجا باشد مه و خورشید مانند
هوش مصنوعی: تو ای جان، کجا میتوان یافت مه و خورشید مانند تو که روشنیبخش عالم است؟
اسیری را چه پروای دل و دین
بروی اوست جانش آرزومند
هوش مصنوعی: اسیر، نه نگران قلب و دین است و نه به خاطر آنها زندگی میکند، زیرا جانش تنها آرزوی اوست.