برگردان به زبان ساده
از شاهد و می گر خبری هست بگوئید
چون باده پرستی هنری هست بگوئید
هوش مصنوعی: اگر از معشوق و شراب خبری دارید، بفرمایید، چرا که بادهنوشی نیز خود هنری است.
در کوی خرابات فنا سالک ره را
جز عشق اگر راهبری هست بگوئید
هوش مصنوعی: در محلهای که سرشوق و مستی حکمفرماست، اگر کسی میخواهد راه را در پیش گیرد، تنها عشق میتواند او را هدایت کند.
معشوق مرا کز غم او بیدل و دینم
با عاشق بیدل نظری هست بگوئید
هوش مصنوعی: عاشق من به خاطر غم معشوقش دلشکسته و بیدین شده است. از شما خواهش دارم که نگاهی به حال او بیندازید و در موردش صحبت کنید.
غیر از رخ جانان که شد او مطلع انوار
در دور اگر ماه و خوری هست بگوئید
هوش مصنوعی: به جز چهره معشوق که منبع نورهاست، اگر در دور و زمانهای دیگر هم ماه و خورشید وجود داشته باشند، باز هم بگوید که هیچ چیز به پای او نمیرسد.
جز رفتن این مرتبه قید باطلاق
درسیر و سلوک ار سفری هست بگوئید
هوش مصنوعی: جز این بار که میرویم، اگر سفر دیگری برای سیر و سلوک وجود دارد، بگویید.
چون غمزه فتان تو ای ماه پری رو
در دور قمر فتنه گری هست بگوئید
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا و فریبنده، چون میخندید و ناز میکنید، در برابر زیبایی و جذابیت شما نقاط ضعفی در دیگران نمایان میشود.
از بهر خمار اشکن اگر صاف اگر درد
در میکده گر ماحضری هست بگوئید
هوش مصنوعی: اگر بخواهی درد و مشکلاتت را فراموش کنی، چه خوب و چه بد، به میکده برو و از شراب لذت ببر. اگر کسی در آنجا هست که حال تو را درک کند، با او بگو که چقدر دلتنگی و غم داری.
جز زاهد رعنا که بود مانع عشاق
در عشق اگر دردسری هست بگوئید
هوش مصنوعی: غیر از زاهد خوشچهره که مانع عشقورزی عاشقان است، اگر مشکل یا دردی وجود دارد، بگویید.
چون پیر مغان عارف اسرار کماهی
گر زانک بعالم دگری هست بگوئید
هوش مصنوعی: چون سالخوردهای که به حقیقتهای عمیق آگاهی دارد، اگر چه در دنیای دیگری زندگی میکند، باید بگویی که او از آن عالم آگاه است.
جز شادی وصل و غم هجران زخ یار
بالله که بهشت و سقری هست بگوئید
هوش مصنوعی: تنها شادی در وصل و غم جدایی از یار است که به خدا سوگند بهشت و مستی نیز همانند آن هستند.
در کوی خرابات بقلاشی و رندی
گر خود ز اسیری بتری هست بگوئید
هوش مصنوعی: در محلهی خراباتیها، دیوانگی و بیخیالی وجود دارد. اگر خود را از بندگی و اسارت رها کردهای، به دیگران خبر بده.