برگردان به زبان ساده
دوشم از میخانه پیر میکده آواز داد
گفت ای طالب درآ، تا بهره یابی از رشاد
هوش مصنوعی: شب گذشته از میخانه، پیر میکده صدایی به من رسید که گفت: ای خواهان، وارد شو تا از نصیحت و دانایی بهرهمند شوی.
زانکه اینجا خانه عیش است و جای وحدتست
باده و ساقی غمخوار و حریفان جمله شاد
هوش مصنوعی: این مکان جای خوشی و جشن است، جایی که همه در کنار هم به وحدت و آرامش میرسند. در اینجا شراب و ساقی مهربان وجود دارند و دوستان همه به شادی مشغولند.
گفتمش مطلوب جانم را تو میدانی که چیست
من مرید و بنده فرمانم، توئی پیر مراد
هوش مصنوعی: به او گفتم که آیا میدانی آنچه که برای من ارزشمند است چیست؟ من از تو پیروی میکنم و آمادهام تا از دستوراتت تبعیت کنم، تو راهنمای مورد علاقهام هستی.
در خرابات آمدم از امر پیر راه دان
او براه عشق و قلاشی مرا ارشاد داد
هوش مصنوعی: در مکانی که روزگار و مستی و بیخیالی حاکم است، به دعوت و هدایت فردی با تجربه و خردمند وارد شدم. او مرا به سوی عشق و راهی پر از چالشها و سختیها هدایت کرد.
چون درین ره اختیار خود باو بگذاشتم
هرچه جستم یافتم ز ارشاد پیر اوستاد
هوش مصنوعی: زمانی که در این مسیر، اختیار خود را به او سپردم، هرچه به دنبال آن گشتم، از راهنماییهای استاد پیر به دست آوردم.
آنچه دیدم من ز راه میکده هرگز ندید
زاهد خلوت نشین و سالک راه سداد
هوش مصنوعی: هرگز چیزی که در میکده و در حیات واقعی مشاهده کردم، زاهدی که در گوشه نشسته و سالکِ راه صداقت باشد ندیدم.
چون در میخانه از احببت وان اعرف گشود
جمله عالم ز جام عشق شد مست وداد
هوش مصنوعی: زمانی که در میخانه از عشق و محبت سخن به میان آمد، همهی افراد حاضر در جهان از جام عشق سرمست شدند و از آن بهرهمند گردیدند.
برمزید آمد بملک عاشقی چون بایزید
هرکه در بازار عشقش داد خود را بر مزاد
هوش مصنوعی: عاشقان در عرصه عشق همچون بایزید به فکر خریداری و معامله هستند؛ هر کسی که در این بازار عشق، جان و وجودش را به قیمت عشق عرضه کند.
چون اسیری هرکه در اقلیم معنی حاکم است
هست اورا کمترین چاکر فریدون و قباد
هوش مصنوعی: هر کسی که در دنیای معنا و شناخت، مقام و قدرتی دارد، به مانند یک اسیر است. او حتی از کمترین خدمتگزاران پادشاهان بزرگ مانند فریدون و قباد هم کمتر است.