برگردان به زبان ساده
بختم مدد نداد که بینم وصال دوست
ای کاشکی ز دور به بینم جمال دوست
هوش مصنوعی: قسمت مربوط به سرنوشت من اجازه نداد که ملاقات محبوبم را تجربه کنم؛ ای کاش از دور هم بتوانم زیبایی او را ببینم.
از جان و از جهان بهوایش برآمدم
بیرون نرفت از دل و جانم خیال دوست
هوش مصنوعی: از زندگی و همه چیز برای او بیرون آمدم، اما عشق و یاد دوست هرگز از دل و جانم بیرون نمیرود.
جان و دلم همیشه لگدکوب عشق اوست
دولت نگر چگونه شدم پایمال دوست
هوش مصنوعی: جان و دل من همیشه تحت تأثیر عشق او قرار دارند؛ حالا ببین که چگونه به خاطر دوستیاش زیر پا رفتهام.
جانهای عاشقان بغم عشق واگذاشت
بس دور می نمود چنین از کمال دوست
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر عشق، جانهای خود را به غم سپردند و این دوری از معشوق، به اندازهای است که نشانههای کمال او را به وضوح نشان میدهد.
گاهی که یار پرسش حالم کند به لطف
صد جان فدای آن لب و حسن و سؤال دوست
هوش مصنوعی: گاهی که معشوق احوال مرا میپرسد، به خاطر زیبایی آن لب و لطف دوستانهاش، جانم را فدای او میکنم.
هر دم اگر جمال نماید بعاشقان
کی کم شود بمرتبه جاه و جلال دوست
هوش مصنوعی: هر لحظه که محبوب خود را به عاشقان نشان میدهد، این امر از مقام و عظمت او چیزی کم نخواهد کرد.
از ناز پادشاه و گدا گشت بی نیاز
گر زانکه یافت جان اسیری وصال دوست
هوش مصنوعی: از محبت و توجه پادشاه و کافر هم به نیاز فانی است؛ زیرا کسی که درگیر عشق و وصال دوست شود، هیچ نیاز دیگری نخواهد داشت و از همه چیز بینیاز میشود.