برگردان به زبان ساده
بیا جانا که بی تو جان خرابست
دلم از آتش شوقت کبابست
هوش مصنوعی: بیا عزیزم، بدون تو زندگی برایم سخت است و دل من از آتش عشق تو در حال سوختن است.
خورم خون جگر بی تو نگارا
بهجرانت مرا اینها شرابست
هوش مصنوعی: بیتو، ای محبوب من، خوردن خون دل برایم مانند نوشیدن شراب است. دیوانگی و درد جدایی تو مرا به این حال و روز انداخته است.
ندارم غیر عشقت در جهان کار
ترا با من چرا چندین عتابست
هوش مصنوعی: من در این دنیا غیر از عشق تو هیچ چیز دیگری ندارم. چرا اینقدر با من تند و خشن رفتار میکنی؟
ز درد فرقتت ای جان جانان
تنم بیمار و دل در اضطرابست
هوش مصنوعی: از فراق تو، ای عزیز جانم، بدنم بیمار شده و دلم در نگرانی و آشفتگی است.
قدت سرو و لبت قند و میان موی
جبینت ماه و رویت آفتابست
هوش مصنوعی: تو قدی زیبا چون سرو داری، لبت شیرین همچون قند است و موی چهرهات شبیه ماه میباشد، در حالی که روی تو مانند آفتاب درخشان است.
دلم را با وجود خاک کویت
نه پروای بهشت و نه ثوابست
هوش مصنوعی: دل من به خاطر وجود خاک کوی تو، نه به بهشت اهمیت میدهد و نه از ثواب چیزی میخواهد.
ز دست هجر از پای اوفتادم
اگر رحمی کنی فکری صوابست
هوش مصنوعی: به خاطر دوری و جدایی از او، به حال نزار افتادهام. اگر رحم و شفقتی به من کنی، این کار درستی خواهد بود.
دوائی کن بوصل خود دلم را
که از درد و غم هجران خرابست
هوش مصنوعی: دلم را با وصالت درمان کن، زیرا از درد و غم جدایی و دوری ویران شدهام.
اسیری گر ز حالت پرسد آن ماه
بگو درد درونم بی حسابست
هوش مصنوعی: اگر آن ماه زیبا از حال و روزم بپرسد، بگو که درونم پر از درد و بیپایان است.