برگردان به زبان ساده
اصل ناپیدا و عکسی در میان افکندهای
کیمیا پنهان و غوغا در جهان افکندهای
هوش مصنوعی: تو چیزی از اصل و حقیقت خود را نشان نمیدهی و در عوض تصویری از خود را در دنیا به نمایش گذاشتهای که همچون یک معجزه و جادو، توجهها را جلب کرده و هیاهویی در جهان ایجاد کرده است.
گل شُدَت آیینهدارِ رنگ و بو در بوستان
سوز از آن در عندلیب نغمهخوان افکندهای
هوش مصنوعی: در گلستان، گل به زیبایی و عطرش جلوهگری میکند و در میان این زیبایی، بلبل غمگین نغمهای را سر میدهد.
بر ظهورت متفق قومی شده زاهل یقین
قوم دیگر را به خفیه در گمان افکندهای
هوش مصنوعی: بر ظهور تو، گروهی در آشکارا متحد شدهاند و در عین حال، افرادی دیگر را در خفا دچار گمان و شک کردهای.
تا کنم حل بر حکیمان نقطه موهوم را
گفتوگویی از دهانت در میان افکندهای
هوش مصنوعی: تا کنم مشکل را برای عقلای قوم آسان کنم، سخنی از دهان تو در میان افکندهای که به نظر میرسد بیمفهوم است.
تا کشم در رشته توصیف توحید تو را
لؤلؤ منظوم از آنم در دهان افکندهای
هوش مصنوعی: من برای وصف و توصیف توحید تلاش میکنم، تو همچون مرواریدهای زیبا هستی که در دهانم قرار دادهای.
شمهای از وصف رخسار تو نتوانم نگاشت
گرچه استعدا در کلک و بیان افکندهای
هوش مصنوعی: نمیتوانم توصیفی از زیبایی چهرهات بنویسم، هرچند که در خوشنویسی و بیان مهارت دارم.
بر زبان کس نمیگنجد چون اوصاف تو
زآن سبب نام علی را بر زبان افکندهای
هوش مصنوعی: هیچکس قادر نیست اوصاف تو را به خوبی بیان کند، به همین دلیل است که نام علی را بر زبان آوردهای.
از پی تمییز قلب صاف در بازار کون
این محک را در میان بر امتحان افکندهای
هوش مصنوعی: در جستجوی پرورش روح پاک، تو این آزمایش را در میانه دنیای مادی قرار دادهای.
ای طبیب درد عیسی ای علی مرتضی
رحم کن آشفته را کِش ناتوان افکندهای
هوش مصنوعی: ای پزشک درد عیسی، ای علی مرتضی! بر این دل آشفته رحم کن که ناتوان را به زمین انداختهای.