برگردان به زبان ساده
سنبل باغ شانه زد گیسو
دی برون برد رخت و شد یکسو
هوش مصنوعی: سنبل باغ موهایش را شانه زد و زیباییاش را به نمایش گذاشت، در حالی که به آرامی لباسش را برداشت و کنار رفت.
جسته از خواب نرگس بیمار
با بنفشه نشسته هم زانو
هوش مصنوعی: از خواب نرگس بیمار بیرون آمده و کنار بنفشه نشسته و با هم همزانو شدهاند.
زیر لب خندخند غنچه سحر
گفت بس رازهای تو بر تو
هوش مصنوعی: غنچه صبح زیر لب میخندد و میگوید که رازهای تو را بهتر از خودت میداند.
فاخته باخته دل و از شوق
بر سر سرو میزند کوکو
هوش مصنوعی: فاختهای که به عشق دچار شده، با شوق و راستی بر سر درخت سرو آواز میخواند.
قطره زد بسکه ابر مینائی
گشت گلزار غیرت مینو
هوش مصنوعی: قطرهای از باران به قدری بارید که باغ بهشتمانند شد و نشان از غیرت و زیبایی دارد.
بسکه نافه فشاند ابر بهار
شد ختا نافه ختن آهو
هوش مصنوعی: ابر در بهار به قدری گلها را پخش میکند که ختن، سرزمین معروف به عطر و خوشبویی، نیز مانند آهو زیبا میشود.
بتماشای شاهدان چمن
سرو استاده است بر لب جو
هوش مصنوعی: در حال تماشای زیباییهای باغ، سرو بلندی در کنار رود قرار گرفته است.
عندلیب چمن چو صوفی مست
بر گل ناز میزند هوهو
هوش مصنوعی: بلبل باغ با شوری شبیه یک صوفی مست، بر گلهای زیبا آواز میخواند و سرود خوشی سر میدهد.
لخلخه سا شده هوای چمن
بسکه برخاست باد عنبر بو
هوش مصنوعی: نسیم لطیفی به هوای چمن وزیده که بوی خوش عطر و خوشبویی را به همراه دارد.
ساقیا خیز و در قدح افکن
آنچه در خم نهفته ای و سبو
هوش مصنوعی: ای ساقی، برخیز و آنچه را که در خمره پنهان کردهای، در جام بریز.
دور نو کن زمی در این دوران
تا کنی زخمه های کهنه زنو
هوش مصنوعی: زندگی را از نو آغاز کن و به تغییرات جدید بپرداز، تا بتوانی زخمهای قدیمی و دردهای گذشته را فراموش کنی و به آینده نگاه کنی.
گلشن ما بود به دشت نجف
خیز تا رو کنیم در آن کو
هوش مصنوعی: باغ ما در دشت نجف است، بیا تا به آنجا برویم و از آن بهرهمند شویم.