برگردان به زبان ساده
جان کیست تا که سر بکشد از کمند تو
دل چیست تا بجان نشود پای بند تو
هوش مصنوعی: کیست که قدرت جان دادن را دارد تا از دام تو بگریزد؟ و دل چیست که نتواند به جانش وابسته به تو باشد؟
دیوانه هوای تو فرزانه جهان
آزاد بنده ای که بود در کمند تو
هوش مصنوعی: دیوانهای که به تو فکر میکند، آزادترین انسان در جهان است و کسی که در دام تو گرفتار شده باشد، بندهای است که از بند رهایی یافته است.
ای هشت خلد در خم زلفین تو نهان
طوبی بزیر سایه قد بلند تو
هوش مصنوعی: ای زیباترین بهشتها در لابهلای زلفهای تو پنهاناند، درخت طوبی هم زیر سایهی قامت بلند تو قرار دارد.
نه هر کجاست سرو قدی نازنین بود
این ناز جامه ایست بقد بلند تو
هوش مصنوعی: هر جا که سرو و قد بلندی وجود دارد، نماد لطافت و زیبایی نیست. این زیبایی در حقیقت پوششی است که بر قامت بلند تو فخر میفروشد.
کس یادی از بساط سلیمان نیاورد
در زیر ران چو گرم عنان شد سمند تو
هوش مصنوعی: هیچکس از سفره و پادشاهی سلیمان که پر از نعمت و قدرت بود، یاد نکرد؛ وقتی که اسب تو به زین گرانبها و شتابان در حرکت درآمد، زیر رانها چیزی از آن بساط یاد نمیشود.
گر آیدش مسیح ببالین پی علاج
کی دم زند زدرد درون دردمند تو
هوش مصنوعی: اگر مسیح بر بالین او بیاید تا دردش را درمان کند، او درباره درد درون خودش چه سخنی میگوید؟
شکرفروش خنده زند بر نبات مصر
گر بشنود حکایت شیرین قند تو
هوش مصنوعی: شکرفروش با شادی و خنده به نبات مصر نگاه میکند، اگر داستان شیرین قند تو را بشنود.
مجروح تیر غمزه جان کاه چشم مست
مرهم نخواست جز زلب نوشخند تو
هوش مصنوعی: دل شکسته و زخمی من از تیر نگاه دلربایت، هیچ درمانی جز لبخند شیرین تو نمیخواهد.
غلمان و حور جنتش ار آوری بحشر
حاشا که جز تو را طلبد مستمند تو
هوش مصنوعی: اگر در روز قیامت غلمان و حورهای بهشتی را برای او بیاوری، باز هم او جز تو را نمیطلبد و تنها به تو نیاز دارد.
چونانکه چون و چند نزیبد بحق حق
جز حق که آگهست کس از چون و چند تو
هوش مصنوعی: مثل این که هیچکس جز خودت از حقیقت و جزئیات وضعیت تو آگاه نیست و فقط حق و درستی متعلق به حق است.
آشفته از خلاف زمان یا علی بطوس
کرده پناه خود خلف ارجمند تو
هوش مصنوعی: در میان نابسامانیها و ناامیدیهای زمانه، به علی در طوس پناه بردهام و از او خواستهام که در کنار جانشین ارزشمندت، به من یاری رساند.