برگردان به زبان ساده
دارد قرابتی دل من با دهان تو
دارد شباهتی تن من با میان تو
هوش مصنوعی: دل من با دهان تو یک رابطه عمیق و نزدیک دارد و بدن من هم از لحاظ ظاهری شباهتی به میانت دارد.
گویی که این دو بده یکی نقطه از ازل
یک نیمه شد دل من و نیمی دهان تو
هوش مصنوعی: انگار که این دو وجود، یک نقطه از آغاز زمان، قلب من و نیمی از روح تو شدهاند.
و آندم که نقشبند قدر جسم من کشید
گوئی که چشم داشت بموی میان تو
هوش مصنوعی: در آن لحظه که نقش زیبای وجود من را طراحی کرد، گویی که چشمش به موی میان تو بود.
وقتی کمر ببستی و گفتی حکایتی
ورنه خبر که داشت زسر نهان تو
هوش مصنوعی: وقتی که تصمیم گرفتی و داستانی را بازگو کردی، در غیر این صورت، چه کسی از رازهای نهفته تو خبر دارد؟
با ابروی کمانکش تو قوتم نماند
رستم کجا کشیده بقوت کمان تو
هوش مصنوعی: با ابروی کمان مانند تو، دیگر قدرتی برای من باقی نمانده است. ای رستم، تو کجا میتوانی در مقابل قدرت کمان تو ایستادگی کنی؟
عالم فروگرفته و بیرون زعالمی
ای بی نشان زکه جویم نشان تو
هوش مصنوعی: جهان پر از علم و دانش است، اما من در جستجوی نشانهای از تو هستم که هیچ نشانی از آن وجود ندارد.
با آنکه کس زسر دهانت نشان نیافت
آیا که ساخت این سخنان از زبان تو
هوش مصنوعی: با اینکه کسی از دهانت علامتی ندید، آیا این سخنان از زبان تو ساخته شده است؟
بی جان تو مباد جهان را بجسم و جان
زیرا که زنده اند جهانی بجان تو
هوش مصنوعی: دنیای بدون تو برایم بیمعناست، حتی اگر پر از انسانها و بدنها باشد، چرا که زندگی واقعی با وجود تو معنا مییابد.
طوبی و سرو و سد ره ندارند جلوه ای
در آن چمن که سر بکشد ارغوان تو
هوش مصنوعی: در آن باغی که ارغوان تو سر بر میآورد، درخت طوبی و سرو و سد هیچ جلوهای ندارند.
آشفته گر مسافر کعبه شدی منال
کردند خار راه حرم پرنیان تو
هوش مصنوعی: اگر در راه سفر به کعبه دچار نگرانی و پریشانی شدی، ناراحت نباش، زیرا خارهای مسیر نمیتواند زیبایی و نرمی حرم تو را از بین ببرد.
مقصود تو نه کعبه خانه خدای اوست
باشد حرم بسایه پیر مغان تو
هوش مصنوعی: هدف تو فقط کعبه و خانه خدا نیست، بلکه حرم واقعی در سایهسار پیر مغان است.
از هول حشر ایمن و آسوده خوش بخواب
خاک نجف شد است چو دارالامان تو
هوش مصنوعی: در روز قیامت، انسانها از ترس و هول آن، در آرامش و آسودگی به خواب رفتهاند. زمین نجف به محلی امن و آرامشبخش تبدیل شده است، مانند جایی که انسانها در آن آرامش مییابند.
ای دست حق مرا گنه از حد بدر بود
تو غیرت الله و منم اندر ضمان تو
هوش مصنوعی: ای دست حق، گناه من از حد فراتر رفته است، اما تو وجهه و عظمت خداوندی و من تحت حمایت تو هستم.
تو یکه تاز عرصه حشر و من آن غبار
هر جا که میروی نگذارم عنان تو
هوش مصنوعی: تو در میدان هستی بیرقیب و سلطهگر هستی، اما من همچون غباری هستم که در هر مکانی بر تو سایه میافکنم و نمیگذارم به راحتی پیش بروی.