برگردان به زبان ساده
خیز ای صوفی سالوس وز میخانه برو
دامنت تا نشد آلوده از این خانه برو
هوش مصنوعی: ای صوفی، خود را از پیوند با این میخانه بکش و بیرون برو تا دامن تو از آلودگی این مکان پاک بماند.
زرق و طامات در اینجا نخرد کس برخیز
تا که گفتت که زمسجد سوی میخانه برو
هوش مصنوعی: در این مکان هیچکس به تظاهر و فریب نمیپردازد. برخیز و برو به میخانه، همانطور که به تو گفتهاند، نه به مسجد.
سعی در ریختن خون صراحی چکنی
بگذر از سر خون خود و رندانه برو
هوش مصنوعی: در تلاش برای نابود کردن شرابخوری، از خون خود بگذر و با زیرکی و به آرامی ادامه بده.
آشنایان طریقت زخودی بیخبرند
خودشناسی چو تو در سلسله بیگانه برو
هوش مصنوعی: آشنایان راه حقیقت از درون خود بیخبرند. تو که خود را شناختهای، در میان کسانی که از این راه بیگانهاند، برو.
ساکن میکده افسانه جنت نخرد
بر در صومعه زود از پی افسانه برو
هوش مصنوعی: کسی که در میکده زندگی میکند، بهشت را نمیخرد و زود از کنار صومعه و خیالاتش میگذرد.
عقل و دانائی و مستی چه بود سنگ و سبوست
تا نخوردی قدحی عاقل و فرزانه برو
هوش مصنوعی: عقل و دانایی و حالت شادی به مانند سنگ و سبو هستند. تا وقتی قدحی نخوردهای، نمیتوانی عاقل و فرزانه باشی و بهتر است که بروی و تجربه کنی.
بستی آشفته تو پیمان نکشی پیمانه
عهد و پیمان بشکن بر سر پیمانه برو
هوش مصنوعی: تو که دل مشغول و ناراحت هستی، چرا به پیمانها و قراردادها توجه نمیکنی؟ اگر میخواهی به پیمانهی خود به راحتی شکنی، پس برو و کار خود را انجام بده.
ران سبکروح گران سنگ بکش رطل گران
بگذر از این تن و جان بر در جانانه برو
هوش مصنوعی: روح آزاد و سبک را بر کن از بار سنگین و گران تحمل، و از این جسم و جان فانی عبور کن، به سوی معشوق حقیقی برو.
شمع رخسار علی کرده تجلی به نجف
پر فشان و ارنی گوی چو پروانه برو
هوش مصنوعی: به روشنایی چهرهی علی در نجف، که همچون شمعی درخشیده است، نگاه کن و مانند پروانهای به دنبال آن برو.