برگردان به زبان ساده
ای سراپا فتنه وی فتنه بر روی تو من
آفت پیر و جوانستی بلای مرد و زن
هوش مصنوعی: ای تو که خود مایه ناراحتی و مشکلاتی، هم برای جوانان و هم برای پیران، تو بلای زندگی همه هستی.
چهره یک گلزار کابل جلوه یک کشمیر سرو
زلف تو یک ملک تبت چشم یک کشور فتن
هوش مصنوعی: چهرهٔ زیبا و دلنشین گلزار کابل، همانند زیبایی کشمیر است و موهای زیبای تو به مانند سروهایی است که در تبت میروید. چشمان تو همچون چشمهای فریبندهای است که در یک سرزمین پر از فتنه وجود دارد.
وصف آن رخساره و لب تا صبا در باغ گفت
گل دریده جامه و غنچه فروبسته دهن
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی چهره و لبان شخصی اشاره میشود که در صحبت با نسیم صبحگاهی در باغ، گل را توصیف میکند. گل که جامه خود را پاره کرده و غنچهای که هنوز دهانش بسته است، به تصویر کشیده میشود.
روی تو ماهست و خطت مشک ای شمع چگل
گر بیامیزند با مه مشک و سنبل یاسمن
هوش مصنوعی: چهرهات چون ماه است و خط هایت مانند مشک است. ای شمعی که در کنار گلها هستی، اگر با ماه، مشک و سنبل ترکیب شوی، چه زیبایی به وجود خواهد آمد!
هندوان تو بهشتی زنگیان تو ز روم
عقربانت ماه منزل چشمت آهو خط ختن
هوش مصنوعی: هندوان شبیه به بهشت هستند، زنگیان و سیاهان تو از رومیها بهترند، نیش مدار تو مانند عقرب است و ماه در جایگاه چشمانت شبیه به آهویی است که در خطه ختن سر میزند.
حسن تو ملک سلیمان نوبت حشمت مکوب
لعل تو انگشتری و زلف جادو اهرمن
هوش مصنوعی: زیبایی تو همانند سلطنت سلیمان است و جلال و شکوهی ندارد. لعل تو همچون انگشتری در دستان من است و موهایت جادوی اهرمن را به یاد میآورد.
خیل غمزه در کمین و چشم جادو پرفسون
الامان زان شبروان و الحذر زین راهزن
هوش مصنوعی: در اینجا به حضور افرادی زیبا و فریبنده اشاره میشود که با چشمان جادویی و جذابشان میتوانند دیگران را تحت تأثیر قرار دهند. با وجود زیبایی آنها، باید احتیاط کرد و از نزدیک شدن به این افراد پرهیز کرد، زیرا ممکن است خطرات و مشکلاتی در پی داشته باشند.
گرگ بدنام است ای یعقوب دیده باز کن
حیله اخوان دریده یوسفت را پیرهن
هوش مصنوعی: گرگ بدنام است، ای یعقوب، چشمات را باز کن. حیلههای برادران، پیرهن یوسف را دریدهاند.
تا چه دید از حالت پروانهٔ پرسوخته
شمع را کو دیده گریان بود اندر انجمن
هوش مصنوعی: به چه دلیل پروانهی سوخته به شمع نگاه میکند، در حالی که شمع در جمع به شدت میگرید؟
طلعت لیلاست این یا داغ مجنون توامان
لالههای داغداری کو بروید از دمن
هوش مصنوعی: چهرهات مانند لیلاست و احساسات من شبیه به داغ مجنون است. ای لالههای بیقرار، کجا میروید که از دمنوش برمیخیزید؟
کشتگان عشق را هر یک نشانی دادهاند
داغ حیدر روید آشفته چو گل از خاک من
هوش مصنوعی: کسانی که از عشق شکست خوردهاند، هر کدام آثار و علامتی دارند. نشان داغ حیدر، همچون گلی سرشار از آشفتگی، از دل خاک من سربرمیآورد.
مدعی تا چند میکوشی تو در آزار منم
رحمتی ناید تو را بر نالههای زار من
هوش مصنوعی: چرا تو همچنان به آزار من ادامه میدهی؟ من که همیشه در حال ناله و زاری هستم، چرا تو به من رحم نمیکنی؟
من سگ کوی مغانم رتبه من پاس دار
طوق اخلاسم به گردن بین بدان مقدار من
هوش مصنوعی: من مانند سگ کوی مغان هستم و مقام و جایگاهم را پاس داشته باش. طوق اخلاقم را به گردن من نگاه کن، تا متوجه مقام و ارزشم شوی.
سر عشقی بود پنهان در درونم سالها
از چه ای دیده دریدی پرده اسرار من
هوش مصنوعی: سالها درونم عشقی پنهان بود و تو با چشمانت پرده رازهای من را کنار زدی.
نه شهاب ثاقب آمد آفت دیو رجیم
تو نه پرهیزی چرا از آه آتشبار من
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر بیان میکند که نه آن ستاره درخشانی که میتواند دیو شر را نابود کند، از آسمان فرود میآید، و نه هیچ دلیلی برای ترس از خشم و آتش من وجود دارد. بهعبارتی، او میخواهد بگوید که هیچ قدرتی نمیتواند او را تحت تاثیر قرار دهد و او میخواهد بایستد و با قاطعیت از خودش دفاع کند.
من که چون زر تفتهام از آتش اخلاس عشق
چون محک ای دل سیه جویی چرا معیار من
هوش مصنوعی: من مانند طلای گداختهای هستم که از آتش عشق خالص شدهام. ای دل تاریکنفس، چرا سنجش تو با من متفاوت است؟
رخت سالوسم نباشد بتپرستم برملا
فخرها بر سبحهٔ تو دارد این زنار من
هوش مصنوعی: من برای نمایش خود راستینم نیازی به ریاکاری ندارم؛ زیرا این زینتهایی که به خود میزنم، تنها نشانههای احترام و فخر به تو هستند.