برگردان به زبان ساده
حذر کن ای دل از زخم کمند غمزه خوبان
که از فولاد میآرد گذر این آهنینپیکان
هوش مصنوعی: ای دل، مراقب باش و از زخم نگاه فریبنده و زیبای معشوقان دوریکن، چرا که این تیر تند و ثقیل مانند فولاد است و به راحتی از هر دفاعی عبور میکند.
شبی سرخوش به میخانه شدم در حلقهٔ مستان
گروهی پاک دل دیدم بری از مکر و از دستان
هوش مصنوعی: یک شب با خوشحالی به میخانه رفتم و در میان جمعی از مستان، افرادی را دیدم که دلهای خالص و پاکی دارند و از نیرنگ و دسیسه دورند.
مرا کز مسجد و میخانه راند برهمن یا شیخ
نشاید خواندنم کافر نباید گفت با ایمان
هوش مصنوعی: مرا که از مسجد و میخانه راندهاند، نه برهمن، نه شیخ، نمیتواند بگوید که من کافر هستم؛ زیرا من نباید با ایمان خوانده شوم.
نپایی لاجرم پیمان و لابد بشکنی عهدم
که هر سنگین دلی ناچار آخر بشکند پیمان
هوش مصنوعی: اگر نتوانی بمانی، طبیعتاً عهد و پیمان خود را میشکنی، چون هر کسی که دل سنگینی دارد، در نهایت مجبور میشود که شکستن وعدهاش را بپذیرد.
مرا دیده است طوفانخیز و آهم برق سوزنده
چه منت دارم از برق و چه خجلت دارم از باران
هوش مصنوعی: من در شرایطی پرخروش و آشفتگی قرار دارم و صدا و آهم همچون برقی سوزان است. بنابراین، نه از نیروی برق میتوانم انتظار برکت داشته باشم و نه از باران احساس شرم و ندامت میکنم.
بنه این عاریت جامه برای نفس خودکامه
که چون خورشید نورافشان شوی با این تن عریان
هوش مصنوعی: این جا اشاره به این دارد که لباس را به عنوان امانت بر تن خود بپوشان، تا زمانی که با این جسم عریان به مانند خورشید درخشان و نورافشان بشوی. در واقع، به اهمیت زیبایی و درخشش درونی اشاره میکند که میتواند از طریق آنچه بر تن داریم، نمایان شود.
سیه گشته ورق ای دل به بازار دیده خونابه
که حاصل نیست عاشق را به جز از دیدهٔ گریان
هوش مصنوعی: ای دل، ورق زندگیات تاریک و سیاه شده است. در بازار چشمها، فقط اشک و خونابه به دست آمده و هیچ چیز دیگری برای عاشق وجود ندارد جز اشکهای ریخته شده از چشمانش.
چمان سروی چو من داری اگر در بوستان دل
نیاری در چمن رفتن نخواهی ماند در بستان
هوش مصنوعی: اگر در باغ دل نوری نداشته باشی، هر چقدر هم که مثل من سرو و شکوهمند باشی، در چمن نخواهی توانست باقی بمانی.
سر زلف پریشانت به دست غیر کمتر ده
ببخشا از سر رحمت تو بر آشفتهٔ حیران
هوش مصنوعی: موهای آشفتهات را به دست دیگران نسپار، زیرا از رحمت تو بر این دل مضطرب و گیج به من محبت و بخشش برسد.