برگردان به زبان ساده
رقیب کرده به باغ تو عزم گردیدن
بود نظاره گلچین برای گلچیدن
هوش مصنوعی: رقیب تصمیم گرفته بود به باغ تو بیاید تا تماشا کند و از زیباییها گل بچیند.
میان بلبل و گلچین از آن بود غوغا
که این به غارت و او از برای گل دیدن
هوش مصنوعی: در میان بلبل و کسی که گلها را چیده است، تلاطم و هیاهو وجود دارد. بلبل به خاطر زیبایی گلها به آنجا آمده و شخص گلچین برای چیدن گلها به سراغ آنها رفته است.
اگر چه گفت سخن چین حدیثی از دهنت
ولی به هیچ نباید ز دوست رنجیدن
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است کسی درباره تو صحبت کند یا حرفی به میان آورد، اما نباید از دوستی و محبت کسی ناراحت شوی.
رسید موکب سلطان عشق عقل بنه
بساط کهنه بباید ز خانه برچیدن
هوش مصنوعی: موکب (مجموعه) سلطان عشق به ما رسیده است، بنابراین باید عقل را کنار بگذاریم و بساط کهنه را از خانه بیرون ببریم.
جناب عشق بلند است ای حکیم برو
کجا به وهم توان این قیاس سنجیدن
هوش مصنوعی: ای حکیم، عشق بسیار والایی دارد و نمیتوان با خیال و تصور، اندازهاش را سنجید. برو و از این مقایسهها دور شو.
به غیر خار نیاید به زیر پهلویم
روم به بستر چون بی تو بهر خسبیدن
هوش مصنوعی: جز خار و زحمت چیزی دیگر زیر پهلویم نخواهد آمد. در بستر بی تو، خوابیدن برایم دشوار است.
ز دام تو نتواند گریخت آشفته
که مرغ بسته نیارد ز جای جنبیدن
هوش مصنوعی: کسی که گرفتار تو شده، نمیتواند از چنگال تو فرار کند؛ مثل پرندهای که در قفس گرفتار است و نمیتواند حرکت کند.