برگردان به زبان ساده
تا به کی ای چشم مست فتنه برانگیختن
دست نگارین بس است از پی خون ریختن
هوش مصنوعی: تا کی ای چشم زیبای مست، فتنه و آشوب به پا میکنی؟ کافی است که با دستان زیبا و رنگین خود، مردم را به سمت جنگ و خونریزی بکشی.
خون خود آخر به خاک بر درت آمیختم
با تو میسر نشد گرچه برآمیختن
هوش مصنوعی: در نهایت، خون قلب خود را در درگاهت ریختم، اگرچه نتواستم با تو ارتباطی برقرار کنم.
توسن نازت چو شد رام به میدان حسن
گرد ز هستی خلق بایدت انگیختن
هوش مصنوعی: وقتی اسب زیبایت به میدان میآید و رام میشود، باید به زیبایی خود ببالد و موجودات دیگر را تحت تأثیر قرار دهد.
چشم تو بست از مژه راه به اهل نظر
جز به خم زلف تو کو ره بگریختن
هوش مصنوعی: چشم تو بسته شده و از دید اهل نظر پنهان است. تنها راهی که میتوانند برای دور شدن از این وضعیت انتخاب کنند، در هم آمیختن با چینهای موی توست.
تلخی دشنام تو زان لب شیرین عطاست
چارهٔ سوداییان گلشکر آمیختن
هوش مصنوعی: دشنام تلخ تو به خاطر لبهای شیرینت، برای کسانی که عاشقند، راهی است برای ترکیب گل و شکر.
هر که چو آشفته کرد بیم ز چاهِ ذَقَن
در خمِ زلفینِ تو بایدش آویختن
هوش مصنوعی: هر کسی که با بیتابی و آشفتگی تو را به تنگنا و مشکل بیاندازد، باید خودش را در دامن زلفهای تو بیاندازد و از آن چاه نجات یابد.