برگردان به زبان ساده
مرا سودای آن گیسوی پرچین
فراغت میدهد از نافه چین
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی آن گیسوی مجعد که مرا به آرامش میآورد، از تمام نگرانیها و دغدغههایم فاصله میگیرم.
بت سیمین ما صد چین بمو داد
اگر چین را بود بتهای سیمین
هوش مصنوعی: اگر بت زیبا و نقرهای ما به یک پرده چینی هدیه دهد، باید گفت که اگر چین وجود داشت، بتهای نقرهای هم خواهند بود.
شدی بر آفتاب روخوی افشان
نثار ماه کردی عقد و پروین
هوش مصنوعی: صورت زیبایت همچون آفتاب میدرخشد و با ناز و زیباییات، نور و زیبایی ماه و ستارهها را تحتالشعاع قرار دادهای.
بیاد طره شکر دهانی
شده ویران دلم مشکوی شیرین
هوش مصنوعی: یاد آن موهای خوشفرم و زیبایی که دل من را خراب کرده، با بویی شیرین و خوشایند در دلم نشسته است.
بخون ناحق من در صف حشر
گوهی بس بود دست نگارین
هوش مصنوعی: در روز قیامت، به خاطر ناحقی که بر من رفته، فقط یک گواهی زیبا کافی است.
چرا پامال کردی خون احباب
بخون غیر کردی پنجه رنگین
هوش مصنوعی: چرا خون دوستانت را نادیده گرفتی و با خون دیگران دست و پنجه نرم کردی؟
شب وصل است ای خورشید چون ماه
تو هم در گوشه ای با ماه بنشین
هوش مصنوعی: در شب وصال، ای خورشید، مانند ماه، تو هم در جایی کنار ماه بنشین و از زیباییها لذت ببر.
دهل زن گو مزن نوبت که امشب
من این نوبت نخواهم کرد تمکین
هوش مصنوعی: بزن دهل، ولی نزن این بار چون امشب من نمیخواهم حضوری داشته باشم و تسلیم شوم.
اگر عشقت مدد بخشد به نخجیر
ملخ ریزد زناخن خون شاهین
هوش مصنوعی: اگر عشق تو یاریم کند، حتی کوچکترین حشرات هم از پنجههای شکارچی به تنگ میآیند و میمیرند.
چه نقش است اینکه نقاش ازل کرد
بحسن روی تو پیوسته تحسین
هوش مصنوعی: اینچه زیباست که هنرمند آفرینش از آغاز، با زیبایی چهرهات همیشه تحسین میکند.
نزاید مادر ایام چون تو
که آیا زین تصرف گشته عنین
هوش مصنوعی: هیچ مادری چون تو نمیتواند فرزند به دنیا آورد، زیرا تو بهخاطر این تغییر و تحولی که در تو ایجاد شده، نازا و ناتوان شدهای.
چه شد آشفته زان زلف و بناگوش
نه از سنبل ترا شاید نه نسرین
هوش مصنوعی: چرا از زیبایی موها و نازکی صورتت اینقدر پریشان و ناامید هستی؟ شاید این پریشانی ناشی از گلهای سنبل و نسرین نباشد.