برگردان به زبان ساده
عشق چوپان بُوَد و ما همه عالَم گَلهایم
حُسن قصاب و به کشتن همگی یکدلهایم
هوش مصنوعی: عشق مانند چوپانی است که ما همه به عنوان گلهای از دامها در دستان او هستیم. زیبایی عشق مانند قصابی است که با شجاعت تمام، همه ما را به یک شکل میکشد و به این کار با یک دل راضی است.
وسعت حوصلهٔ کون و مکان یک نفس است
تا نگویند به ما خلق که بیحوصلهایم
هوش مصنوعی: دنیای موجودات، تنها به اندازهٔ یک نفس وسعت دارد تا دیگران نگویند که ما بیحوصلهایم.
زلف تو سبحه مسلم شد و زنار مغان
چون نکو مینگرم جمله ز یک سلسلهایم
هوش مصنوعی: زلف تو به مانند تسبیح مسلمانان شده و زنجیر مغان. وقتی خوب نگاه میکنم، میبینم که همه ما از یک رشته هستیم.
اندر این خانه به جز پرتو شمعی نَبُوَد
ما همه پنجرهسان روشن از آن مشعلهایم
هوش مصنوعی: در این خانه جز نور شمعی وجود ندارد، ولی ما همه مانند پنجرهها هستیم که از آن نور روشن شدهایم.
همه مجنون و یکی محمل لیلی نشناخت
چون جرس بیهده شورافکن این قافلهایم
هوش مصنوعی: همه دیوانهاند و تنها یک نفر است که لیلی را میشناسد. مانند زنگی که بیهدف در این کاروان صدا ایجاد میکند، ما نیز به همین گونهایم.
رحمی ای خضر که شب آمد و دزدان از بر
همرهان رفته و ما مانده در این مرحلهایم
هوش مصنوعی: ای خضر، چه رحمتی در شب که دزدان از رفقا رفتهاند و ما در این مرحله تنها ماندهایم.
قاسم جنت و دوزخ چو تویی غم نَبُوَد
همچو آشفته گر آویخته در سلسلهایم
هوش مصنوعی: هرگاه تو در کنار ما باشی، دیگر هیچ غمی وجود نخواهد داشت، زیرا ما مانند رشتهای به هم متصل شدهایم که این اتصال ما را آرام میکند.
عملی نیست به جز نامهسیاهی یارب
چون مدیح علی آورده به یاد صلهایم
هوش مصنوعی: هیچ کاری جز نوشتن یک یادداشت سیاه و ناخوشایند برای تو وجود ندارد، ای خداوند، زیرا یادآوری ستایش علی در اینجا در حقیقت به یاد آوری نوعی صله و ارتباط با اوست.
مرتع ماست محبت، علیش مهر و گیاست
گر جز این خواب و خوری هست برون زین گَلهایم
هوش مصنوعی: محبت همچون مرتع و چراگاهی است که در آن دو چیز وجود دارد: مهر و گیاه. اگر غیر از این حالت، همچنان در خواب باشی و از این نعمتها بیخبر، ما از این حالت بیرون رفته و جدا هستیم.