برگردان به زبان ساده
زآن دهانم داد دشنامی که من میخواستم
بعد عمری دید دل کامی که من میخواستم
هوش مصنوعی: به خاطر سخنان تلخی که از آن دهان شنیدم، حالا بعد از سالها دل خوشی و رضایتی را که میخواستم، به دست آوردم.
جست دل زلف دلارامی که من میخواستم
یافته امشب دلارامی که من میخواستم
هوش مصنوعی: امشب موفق شدم آن دلربایی را که همیشه میخواستم پیدا کنم.
سوزی اندر بلبلان افکند و آتش زد به گل
داشت باد صبح پیغامی که من میخواستم
هوش مصنوعی: باد صبح پیغامی برای من آورد که بلبلان را سوزاند و گلی را آتش زد.
از چه پیر میفروشانم ز جامی خم نکرد
بود در پای خُم آنجا می که من میخواستم
هوش مصنوعی: من چرا از پیرانی که میفروشند دل بکنم، در حالی که در کنار خمرهای بودم که تنها به خاطر آن به آنجا آمدهام؟
بود چشم شوخ او را زلف خالی توامان
داشت بر کی دانه و دامی که من میخواستم
هوش مصنوعی: چشمهای بازیگوش او به زلفی که خالی بود، نگاهی داشت و من هم در پی دانه و دام خود بودم که به دلم نشسته بود.
زاهدی را دید عاشق گشته رندی دوش گفت
جمع شد آن کفر و اسلامی که من میخواستم
هوش مصنوعی: جوانی زاهد را دید که به عشق دچار شده است. او شب گذشته گفته بود که تمامی مفاهیم کفر و اسلام که به دنبالش بود، اکنون برایش جمع شدهاند.