برگردان به زبان ساده
دست گفتیم بران زلف چلیپا نزنیم
بر سر عقل دگر رشته سودا نزنیم
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که ما از زلف زیبا و جذاب آن معشوقه چشمپوشی کردهایم و دیگر به هیچ مناسبت و عشقی فکر نمیکنیم. تصمیم گرفتهایم که به عقل خود و تجربیات گذشتهمان توجه کنیم و از احساسات پرشور و بیفکری دوری کنیم.
لن ترانی است جواب ارنی چون موسی
ما زدیدار دگر لاف تمنا نزنیم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که نمیتوانم تو را ببینم، همانطور که موسی درخواست دیدار خداوند را داشت و آن پاسخ به او داده نشد. بدین ترتیب، شاعر میگوید از آرزوی دیدارِ معشوق دیگر صحبت نکنیم، زیرا این آرزو برآورده نخواهد شد.
طوطیان خط سبز تو بلب کرده هجوم
تکیه آن به که بر آن لعل شکرخا نزنیم
هوش مصنوعی: پرندگانی که خنیاگری و زیبایی تو را به تصویر کشیدهاند، در این روزگار که دنیا پر از شور و شوق است، به ما میگویند که بهتر است به آن محبت و زیباییهای شیرین تو توجه داشته باشیم تا اینکه دل به زرق و برقهای ظاهری دیگر بسپاریم.
ما که داریم بسی کوکب رخشان از اشک
طعنه شب نیست که بر عقد ثریا نزنیم
هوش مصنوعی: ما که دارای زیبایی و درخشندگی زیادی هستیم، از مشکلات و دشواریهای شب نمیهراسیم و به همین دلیل بر ستارهای مثل ثریا تکیه نمیزنیم.
چون بود ناوک آهی بکمان از چه دلا
تیر بر بند کمر ترکش جوزا نزنیم
هوش مصنوعی: اگر تیرکمان آمادهپرواز باشد، چرا دل خود را به خطر بیندازیم و تیر را به سمت کمری شلیک کنیم که در آن تیرکمان اهل عشق نیست؟
لیک هر جا که فروزان شود آنشمع جمال
نتوانیم چو پروانه پری تا نزنیم
هوش مصنوعی: اما هر جا که شعله زیبایی افروخته شود، نمیتوانیم مانند پروانه بیپروا به آن نزدیک شویم و بسوزیم.
عهد بستیم بمیخانه در مجلس انس
بی لب لعل بتان ساغر و صهبا نزنیم
هوش مصنوعی: ما تصمیم گرفتیم که در مجلس دوستانه، بدون نوشیدن شراب و در کنار لبهای زیبا، در میخانه باشیم و از لذتها دوری کنیم.
ما که هندوی رخ آن بت خورشید وشیم
بهتر آنست که خود طعنه بحربا نزنیم
هوش مصنوعی: ما که زیبایی صورت آن معشوق ستمگر را داریم، بهتر است که خود را معذب نکنیم و به درد و دلتنگیامان چیزی نگوئیم.
همه جا ساحت طور است زعکس رخ دوست
خویش را بر شرر سینه سینا نزنیم
هوش مصنوعی: در همه جا، حالتی مانند کوه طور وجود دارد، پس ما نباید صورت دوست خود را بر سینه آتشین خودمان بزنیم.
سحر طور علی وادی ایمن نجف است
از چه آشفته بجان خیمه در آنجا نزنیم
هوش مصنوعی: صبحگاهان کوه طور در دره ایمن نجف است. چرا باید با دل آرامی در آنجا خیمه برپا نکنیم، در حالی که دلمان پر از آشفتگی است؟
تا که درویش ثناگستر حیدر شده ایم
جز به دامان علی دست تولا نزنیم
هوش مصنوعی: تا زمانی که درویش و م هم، پشتیبان و ستایشگر علی هستیم، جز به دامان علی دست محبت نمیزنیم.