برگردان به زبان ساده
بیهده عمری به صرف مهر خوبان کردهایم
درد بود است آنچه او را فکر درمان کردهایم
هوش مصنوعی: ما بیجهت سالها عمر را به خاطر محبت محبوبان سپری کردهایم، در حالی که درد و رنجی که داریم این است که فقط به فکر درمان آن بودهایم.
لطمهها چون گو بسی خوردیم از چوگان زلف
بر سر میدان عشقت تا که جولان کردهایم
هوش مصنوعی: ما به اندازهای از زیباییهای زلف تو در میدان عشق آسیب دیدهایم که گویی بارها و بارها ضربه خوردهایم، در حالی که هنوز هم به دلبری و بازیگوشی ادامه میدهی.
نیست در این شهر طفلی کاو نخوانده درس عشق
خویشتن را تا ادیب این دبستان کردهایم
هوش مصنوعی: در این شهر هیچ کودکی نیست که درس عشق ورزیدن به خویش را نخوانده باشد، پس ما این مدرسه را به راهی دیگر آراستهایم.
ما که پیکان قضا را همچو پستان میمکیم
تا چهها در کودکی با شیر پستان کردهایم
هوش مصنوعی: ما همانند نوزادانی هستیم که از پستان تغذیه میکنند و به ناگزیر با قضا و سرنوشت سر و کار داریم. تا حالا در کودکی چه چیزهایی از شیر گرفتهایم، حالا هم باید ببینیم که سرنوشت برای ما چه دارد.
خاتم عشق تو زیب دست نامحرم چراست
اهرمنوش تا خیانت با سلیمان کردهایم
هوش مصنوعی: عشق تو به مانند تاجی زیباست که برای دیگران مناسب نیست. چرا که با خود رازی به همراه دارد که به کفر و خیانت مانند سلیمان میماند.
چون زلیخا تهمتی از عشق بر خود بستهایم
یوسف خود را عبث در کند و زندان کردهایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر شور و شوق عشق، خود را به چیزهایی بیمورد متهم کردهایم و در نتیجه، ارزشهای واقعی و عزیز زندگیمان را به هدر دادهایم.
خود قلندروار داده خرقه تقوی به می
بر در میخانه بیجا عیب زندان کردهایم
هوش مصنوعی: به شکل خودجوش و آزادانه مانند یک درویش، لباس تقوا را به دست آوردهایم؛ اما در میخانهای که نباید، به اشتباه در حال عیبجویی از دیگران هستیم.
در هوای آن پریرو کز میان خلق رفت
یک جهان جان را نثار راه دیوان کردهایم
هوش مصنوعی: در هوای آن چهره زیبا که از میان مردم رفته، یک دنیا از جان خود را به پای راه دیوانگیاش نثار کردهایم.
تا کشد آن چشم مستم بر سر سیخ مژه
خویش را بر آتشینروی تو بریان کردهایم
هوش مصنوعی: چشمان جذاب و فریبندهات آنقدر قدرت دارد که ما برای زیبایی تو خود را در آتش عشق سوزاندهایم.
صرف زلف مهوشان آشفته کرده عمر خود
خاطر خود را عبث ای دل پریشان کردهایم
هوش مصنوعی: عمر خود را صرف زیباییهای دلربایان کردهایم و دل خود را بیدلیل پریشان ساختهایم.
سبحه بر زنار زلف گیسوان کرده بدل
کفر را آوردهایم و نام ایمان کردهایم
هوش مصنوعی: ما تسبیح را به دور زلفهای گیسو میچرخانیم و در واقع، کفر را به جای ایمان معرفی کردهایم.