برگردان به زبان ساده
به کام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم
اگرچه یک جهان جان باشدم دامن برافشانم
هوش مصنوعی: اگر شبی خوشحال شوم و از لبهای زیبات بوسهای بگیرم، حتی اگر جانم را هم بدهم، با شادی دامنم را کنار میزنم.
اگرچه در همه عمرم به پیش ای دوست ننشینی
ولی من گر همه جانست بر جای تو ننشانم
هوش مصنوعی: هرچند که هیچگاه در زندگیام در کنار تو ننشستهام، اما اگر همه جانم را هم داشته باشم، حاضر نیستم جای تو را با هیچ چیز دیگری عوض کنم.
کنم هرشب به دل پیمان که توبه بشکنم دیگر
سحرگه بر سر پیمانه خواهد رفت پیمانم
هوش مصنوعی: هر شب در دل خود وعده میزنم که دیگر توبه کنم، اما باز صبحها میبینم که به سوی میخانه میروم و آن عهد و پیمانم را میشکنم.
نخواهم راه بردن سوی کعبه من از این وادی
که بر دامان بسی آویخته خار مغیلانم
هوش مصنوعی: من تصمیم ندارم که به سوی کعبه حرکت کنم، چون در این مسیر پر از خار و مشکل هستم و دامنم به آنها آلودگی دارد.
نهان ماند کجا رازم که باشد اشک غمازم
دریغا گفت بیپرده بمردم راز پنهانم
هوش مصنوعی: نمیدانم راز من کجاست که با اشکهایم فاش میشود. افسوس که بیپرده میگویم که به خاطر این راز نامعلوم، به مرگ نزدیک شدهام.
فلاطون را ز درد عشق گفتم مختصر حرفی
بگفت این درد را درماندهام درمان نمیدانم
هوش مصنوعی: من به فلاطون گفتم که از درد عشق رنج میبرم، او جواب داد که من هم درمانی برای این درد نمیشناسم و خودم نیز در این موضوع درمانده هستم.
کشیدم هفت دریا و همان مستسقی عطشان
مسیحا عجز میآرد که خواهد کرد درمانم
هوش مصنوعی: من تمام دریاها را پیمودم و با این حال، آنکه مانند مسیحا عطشام را برطرف کند، در برابر درمان من ناتوان است.
بگفتم از هوسناکی کنم پرهیز و بیباکی
بگفتا عقل مسکین من علاج نفس نتوانم
هوش مصنوعی: گفتم که باید از تمایلات نفسانی دوری کنم و بیپروا زندگی کنم، اما او گفت که عقل ضعیف من قادر به درمان خواستههای نفسانیام نیست.
من آن حلواییم کز شکرم خالی بود دکان
بیا از خنده شیرین رواجی ده به دکانم
هوش مصنوعی: من مانند یک شیرینی هستم که از شکر بیبهرهام. بیا و با خندهی شیرینیات به رونق و زندگی دکانم کمک کن.
زند تر خنده بر گلزار کابل غنچه آن لب
که من بیزحمت خار از گل عارض گلستانم
هوش مصنوعی: خنده زندگی در باغ کابل مانند غنچهای است که لبانم بیزحمت، خارهای گل در چهره گلستان را از بین میبرد.
مگر حب علی آشفته گیرد دست در محشر
وگرنه من در آن تیه ضلالت مانده حیرانم
هوش مصنوعی: اگر محبت علی در روز قیامت به فریادم نرسد، در این سرگردانی و گمراهی، ماندهام و حیران.