برگردان به زبان ساده
دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم
عود وش از یاد زلفینت بر آتش سوختم
هوش مصنوعی: شب گذشته در ضیافت شادی به خاطر زیبایی تو شمع روشن نکردم و با یاد زلفهای تو، عود را بر آتش سوزاندم.
چون صدف دیده بدامان ریخت در شام فراق
آن گهرهائی که از خون جگر اندوختم
هوش مصنوعی: به خاطر جدایی، اشکهایم مانند مرواریدهایی از دل شدم و در دامن شب ریخته شد. این اشکهای گرانبها را از دل خونین خود جمع کردهام.
جز فغان و سوختن اندر طریق عاشقی
بلبل و پروانه را من شیوه ها آموختم
هوش مصنوعی: به جز ناله و سوزش در مسیر عشق، من به بلبل و پروانه راه و روشهای زیادی را یاد دادهام.
دوش همچون شیخ صنعان بر در دیر از وفا
دین و دل در عشق آن ترسا بچه بفروختم
هوش مصنوعی: شب گذشته مانند شیخ صنعان در درب دینی نشسته بودم و به خاطر عشق به آن دختر ترسا، دین و دل خود را خیلی راحت رها کردم.
جامهای عاریت آشفته افکندم بزیر
تا که بر تن کسوت مهر علی را دوختم
هوش مصنوعی: من جامهای عاریتی را به زیر افکندهام تا بتوانم لباس محبت و دوستی علی را به تن کنم.