برگردان به زبان ساده
بزنی اگر به تیرم نظر از تو برنگیرم
منم آن مریض مجنون که دوا نمیپذیرم
هوش مصنوعی: اگر تیر نگاهت به من بیفتد، هرگز از تو چشم نمیپوشم. من مثل آن دیوانهای هستم که هیچ درمانی را نمیپذیرد.
همه شب خیال زلفت به ضمیر ماست مضمر
چه عجب که ضیمران زار شود همه ضمیرم
هوش مصنوعی: هر شب در ذهن ما تصویر زلف تو وجود دارد. این انتظار طبیعی است که دلهای ما دچار پریشانی و بیقراری شوند، زیرا همه وجود من تحت تأثیر این خیال است.
چه نهی به پای بندم چه گره زنی کمندم
که گریز پا ز بستان و ز دام ناگزیرم
هوش مصنوعی: هرچه تو بخواهی مرا محدود کنی یا به دام بیندازی، من از این باغ و این دام فرار میکنم و راهی برای گریز پیدا میکنم.
بهل این حدیث یک سو منما بر آینه رو
که خوری به خویش سوگند که فرد و بینظیرم
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که به این موضوع توجه نکن و آن را کنار بگذار. من به آینه نگاه نمیکنم، چون به خودم قسم میخورم که در نوع خود بینظیر و منحصر به فرد هستم.
به جهنمم چه با تو همه شب غنودهام خوش
به بهشتم ارچه بیتو به فلک رسد نفیرم
هوش مصنوعی: من به جهنم چه، وقتی که با تو در شب آرام گرفتهام؛ البته خوشحالم اگر در عوض، بیتو در بهشت هم فریاد بزنم.
چه کنی تو گنج و گوهر که گدا نمینوازی
که تو اصل کیمیا و من رهنشین فقیرم
هوش مصنوعی: چه سودی دارد که تو از ثروت و جواهرات برخورداری، وقتی که گدا و بیپول به تو دسترسی ندارد؟ تو جوهره و ارزش واقعی هستی و من فقط فردی هستم که در کنار تو قرار دارم و نیازمند کمک توام.
به هوای مشکمویی دل ما و های و هویی
نفسی خوش است امشب چو شمیمهٔ عبیرم
هوش مصنوعی: امشب دل ما به خاطر حضور معشوق و زیباییاش خوشحال و شاداب است، مانند بوی خوشی که از گلها به مشام میرسد.
نه به مرگ و قتل آشفته ز دامنت کشد دست
چو شهید عشق گشتم به خدا که من نمیرم
هوش مصنوعی: اگرچه مرگ و کشتن میتوانند انسان را در دامی گرفتار کنند، اما چون در عشق به مقام شهید رسیدهام، به خدا قسم که من نمیرم.