برگردان به زبان ساده
بروزگار اگر کار اختیار کنم
بغیر عشق چه کاری بروزگار کنم
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد با زندگی کاری انجام دهم، جز عشق کار دیگری نمیتوانم بکنم.
بباغ عشق خزان و بهار یکرنگ است
نه بلبلم که بگل ناله در بهار کنم
هوش مصنوعی: در باغ عشق، فصول خزان و بهار هیچ تفاوتی ندارند، من نمیتوانم مانند بلبل در بهار برای گلها ناله کنم.
بخمرخانه خمار جز خمار نبود
بده صبوحی تا رفع این خمار کنم
هوش مصنوعی: در میخانه، جز حالت مستی و خماری چیزی وجود ندارد. به من نوشیدنی بده تا این حالت خماری را برطرف کنم.
از آن شراب مرا مست کن تو ایساقی
که مست اوفتم و عیب هوشیار کنم
هوش مصنوعی: مرا با شراب خود مست کن ای ساقی، تا به حدی مست و بیخیال شوم که دیگر عیبهای مردم را نبینم و به آنها توجه نکنم.
باوج خویش مبال ای حصار چرخ که شب
به تیر آه تو را رخنه در حصار کنم
هوش مصنوعی: نباید خود را زیاد بالا ببری ای حصار دوران، زیرا که شب با تیر اشک تو میتواند به دیوار تو نفوذ کند.
هزار سر بتن ار باشدم چو گو یکدم
نثار مقدم آن ترک شهسوار کنم
هوش مصنوعی: اگر هزاران سر هم داشته باشم، باز هم به خاطر قدم آن ترک زیبا، جانم را فدای او میکنم.
نماز و روزه اگر غیر گویدم نکنم
ولیک ترک دل و دین بحکم یار کنم
هوش مصنوعی: من اگرچه نماز و روزه را ترک نمیکنم، اما دل و دینم را به خاطر محبوبم رها میکنم.
چه حاجتست بباغ و بهار و لاله که من
زرنگ اشک به هر دشت مرغزار کنم
هوش مصنوعی: نیازی به باغ و بهار و گل لاله نیست، زیرا من میتوانم با اشکهای خود هر دشت و مرتع را زنده کنم.
چنین که دامن گل را غرور حسن گرفت
در او اثر نکند ناله گر هزار کنم
هوش مصنوعی: به این معنی است که وقتی زیبایی و جذابیت گل در دامنش جلوهگر میشود، هیچچیز نمیتواند بر دل او تأثیر بگذارد، حتی اگر هزار بار ناله کنم و گلهگزاری کنم.
اگرچه زلف تو ماراست من هم آن مرغم
که آشیان بطلب در دهان مار کنم
هوش مصنوعی: هرچند که زیباییهای تو به ماری میماند، من هم همان پرندهای هستم که آرزو دارم در دهان آن مار، لانهای بسازم.
مگو که دین و دلت بردم از دغل بازی
حریف عشقم و دانسته این قمار کنم
هوش مصنوعی: نگو که من از طریق فریب و حقه بازی عشق تو، دین و دل تو را از تو گرفتهام، که خودم میدانم در این بازی خطرناک چه میکنم.
براه آخرت ایدل جهان شکسته پلیست
باین شکسته پل آخر چه اعتبار کنم
هوش مصنوعی: به راه آخرت، ای دل، جهان به گونهای شکسته و نامناسب است. من به این پل شکسته که به آخرت میرسد، چه اعتباری میتوانم بدهم؟
بغیر ننگ تو را نام چیست آشفته
مگر بمدحت شیر حق افتخار کنم
هوش مصنوعی: به جز ننگ و عار، چه نامی برای تو وجود دارد؟ آیا میتوانم به افتخار شیر حق، یعنی علی (ع)، به ستایش تو بپردازم که آشفتگی به وجود آوردهای؟
گنه اگر چه برون است از شمار مرا
نیم محب تو گر بیمی از شمار کنم
هوش مصنوعی: اگرچه خطای من به حساب نمیآید، ولی اگر محبتی به تو دارم، به خاطر ترس از شمارش این خطاها نمیتوانم آن را نادیده بگیرم.