برگردان به زبان ساده
چون نیست ره که بر سر کوی تو بگذریم
بگذار آینه که به عکس تو بنگریم
هوش مصنوعی: از آنجا که راهی برای رسیدن به تو وجود ندارد، بهتر است آینه را بگذاریم که به تصویر تو نگاه کنیم.
گاهی ز زهد خشک به جانم که از خمار
آن به که راه مسجد و میخانه نسپریم
هوش مصنوعی: گاهی احساس میکنم که زهد و پارسایی خشک و بیروح به من آسیب میزند و بهتر است که به جای آن، به سمت مسجد و میخانه بروم و از شادی و لذت زندگی بهرهمند شوم.
در نزد پاسبان تو او راست عزتی
دیدی که از سگی به در دوست کمتریم
هوش مصنوعی: در حضور نگهبان تو، او احترامی را مشاهده کرد که من حتی از یک سگ در کنار دوست تو کمتر دارم.
ما از شعاع پیر مغان آفریدهایم
خاکستریم لیک چو بشکافی اخگریم
هوش مصنوعی: ما از آثار و تاثیرات کهن و تجربههای پیران مغ به وجود آمدهایم و در واقع خاکی و معمولی هستیم، اما وقتی که به عمق وجودمان نگاهی بیندازید، شعلهای از حرارت و زندگی در ما وجود دارد.
آیینهایم و زنگ تعلق گرفتهایم
ساقی شراب صاف بده گر مکدریم
هوش مصنوعی: ما مانند آینهای هستیم که دچار زنگار تعلقات شدهایم. ای ساقی، شراب خالصی به ما بده، زیرا اگر مست هستیم، به خاطر همان زنگارهاست.
تر شد دماغ شیخ ز تأثیر نوبهار
زین پس به بانگ چنگ به گلزار می خوریم
هوش مصنوعی: شیخ به خاطر تغییرات بهاری تحت تأثیر قرار گرفته و حالا تصمیم دارد به همراه ساز و آواز، در باغ گلها خوش بگذرانند و از زندگی لذت ببرند.
هر موی گر زبان شود اندر بدن مرا
نتوان یک از هزار ز شکر تو بشمریم
هوش مصنوعی: اگر هر موی من زبان بگیرد و سخن بگوید، باز هم نمیتوانم حتی یکی از هزاران شکر و نیکی تو را بشمارم.
ساقی اگر تو دست نگیری به ساغرم
ما داوری ز دست تو بر داور آوریم
هوش مصنوعی: ای ساقی، اگر تو به من توجه نکنی و دست مرا به ساغرت نگیری، ما به تو اعتماد میکنیم و دیوانگیام را از تو خواهد خواست.
آن پیر باده خانهٔ وحدت علی که ما
جویای خاک پاش نه خواهان کوثریم
هوش مصنوعی: آن مرد کهنسالی که در بادهخانهاش به منزلت و وحدت علی اشاره دارد، ما را به یاد خاک پاک و معنویاش میاندازد، در حالی که ما تنها عاشق و خواهان نعمت کوثر هستیم.
صورتپرست نیستم ای برهمن برو
معنی چو نیست از بت و بتخانه بگذریم
هوش مصنوعی: من به ظواهر و اشکال وابسته نیستم، ای برهمن. بیایید به معنای عمیقتر بپردازیم، چرا که اینها تنها مجسمه و مکانهای پرستش هستند و از آنها فراتر برویم.
شاید که یک از این دو قبول وی اوفتد
دستی به دل گرفته دگر دست بر سریم
هوش مصنوعی: امکان دارد که یکی از دو چیز مورد توجه او قرار گیرد؛ یا دستی بر دل من بگذارد یا دستی بر سرم بکشد.
گر نیست ره به حلقهٔ احباب او مرا
آشفته حلقهوار مجاور بر آن دریم
هوش مصنوعی: اگر به دوستان او دسترسی ندارم، من هم در محاصرهٔ عشق و اشتیاق به آنها به شدت درگیر و آشفته هستم.