برگردان به زبان ساده
سیل اشکم به شب هجر چو پیوست به هم
کشتی و نوح به یک موجش بشکست به هم
هوش مصنوعی: در شب جدایی، اشکهای من مانند سیلی به هم پیوسته و مانند کشتی نوح که در یک موج به هم میشکند، من نیز دچار ناتوانی و غم شدید هستم.
خواستم نقش مه و سنبله از کلک قضا
نقش رخساره و گیسوی تو پیوست به هم
هوش مصنوعی: خواستم تصویر ماه و خوشه گندم را بکشیم، اما تقدیر موجب شد که چهره و موهای تو به هم تنیده شوند.
جز خط و زلف که پیوست به هم کس نشنید
خضر و اهریمن و جادو که دهد دست به هم
هوش مصنوعی: هیچ کس جز مو و زلف که به هم پیوستهاند، نشنیده است که خضر و اهریمن و جادو چه چیزی را به هم میدهند.
چشمکان در خم ابروی کجت دانی چیست
تیغها آخته در حمله دو بدمست به هم
هوش مصنوعی: چشمان تو که در انحنا و زیبایی ابرویت قرار دارند، مانند شمشیرهایی هستند که در حال حمله به یکدیگرند و در این ماجرا مست و سرگردان به نظر میرسند.
دل دیوانه آشفته چو زنجیری دید
حلقههای خم زلف تو به پیوست به هم
هوش مصنوعی: دل دیوانه وقتی زنجیری را میبیند، آشفته و نگران میشود؛ چرا که مانند آن زنجیر، حلقههای خم زلف تو به هم پیوسته و شبیه به هماند.