برگردان به زبان ساده
تا عطف عنان کرد زآفاق خیالم
شد پیر مغان خضرم و داد آب زلالم
هوش مصنوعی: وقتی که کنترل هیجانات و افکارم را به دست گرفتم، به حالتی رسیدم که مانند پیرمغان، عاقل و دانا شدم و آرامش و صفای واقعی را تجربه کردم.
هر در که زدم خانه خدا جز تو ندیدم
زآن از همه جا سوی تو برگشت خیالم
هوش مصنوعی: هر در که به سراغش رفتم، جز تو را در خانه خدا ندیدم. به همین خاطر، همه افکار و احساسات من به سمت تو بازگشت.
بارم بده ای یار که من تشنه تو آبی
و از صحبت اغیار سراپای ملالم
هوش مصنوعی: ای دوست، تو را میطلبم چون تشنهی آب هستم و از گفتگو با دیگران به شدت ناراحت و غمگینم.
من رانده دیر و حرمم ور تو بخوانی
با این شرف اندیشه نباشد زوبالم
هوش مصنوعی: اگر تو مرا با این مقام و منزلت بخوانی، دیگر برایم مهم نیست که از منزل و حرم رانده شدهام.
منکر نیم از پرسش گورو زنکیرین
با مهر تو آیا چه جواب و چه سؤالم
هوش مصنوعی: در جستجوی پاسخ به سوالاتی هستم که در دل دارم، اما برخلاف دلگرمی و محبت تو، احساس میکنم نمیتوانم آنها را بیان کنم.
دزدیده بچشمت نگران دیده کز اطراف
ترکان نظر دوز ندادند مجالم
هوش مصنوعی: چشم تو را با دقت بررسی میکنم، نگرانم که نکند از اطراف کسی به تو نگاه کند و این باعث شود که نتوانم به راحتی به تو نزدیک شوم.
با داغ قبول تو بدیها همه نیکوست
ور تو نه پسندی همه نقص است کمالم
هوش مصنوعی: با عشق و محبت تو، همه بدیها به نظر خوب میآید و اگر تو را پسندی نباشد، همه چیز ناقص و ناکامل به نظر میرسد.
بنمای هلال خم ابرو چو مه نو
کاین حاصل عمر است مها در همه سالم
هوش مصنوعی: ای هلال خمیدهی ابرو، مانند ماه نو نمایان شو، زیرا این تنها دستاورد زندگیام است که در آن زیبایی همهچیز را میبینم.
یکروز سگ خویشتنم خوان زعنایت
تا خلق بدانند که دارای جلالم
هوش مصنوعی: روزی به خاطر مهربانیات، مرا به نام سگ خود صدا زدی تا مردم بفهمند که من دارای عظمت و جلال هستم.
اکسیر زخاک در میخانه گرفتم
پرداخته شد کیسه اگر از زور و مالم
هوش مصنوعی: در میخانه از خاک اکسیر و موهبتی گرفتم، حالا اگر مال و ثروت من تمام شود، دیگر اهمیتی ندارد.
از سفره تو بهره برد دشمن و هم دوست
درویش توام چون ننهی خوان نوالم
هوش مصنوعی: از سفرهای که فراهم کردهای، هم دشمن و هم دوست بهرهمند شدهاند. من درویش هستم و مانند مادری، به دور از هر فریب و ریا، سفرهام را برای همه میگسترم.
وجه الهی و لم یزل و من بتو پیوند
با بود تو ای عشق محالست زوالم
هوش مصنوعی: چهره الهی همیشه وجود داشته و هیچگاه از بین نمیرود. ارتباطی که با تو دارم، ای عشق، غیر ممکن است که قطع شود.
در رتبه حیدر که خدایش شده وصاف
آشفته چه گویم که ثنا گستر و لالم
هوش مصنوعی: در مرتبه و مقام حیدر (علی علیهالسلام) که خداوند او را به وصف و تعریف رسانده است، در حالت آشفته و سردرگمی قرار دارم و نمیدانم چه بگویم، زیرا نمیتوانم آنچنان که شایسته است او را ستایش کنم و زبانم بند آمده است.
داماد مدیحت زسرانگشت عنایت
خوش پرده برانداخت زربات حجالم
هوش مصنوعی: داماد محبوب تو با لطف و مهربانیاش پردههای زیبای مدح و ستایش را کنار زد و زیبا و با وقار درخشید.