برگردان به زبان ساده
طرب آن نیست که ایام بهاری برسد
عیش آن است که پیغام نگاری برسد
هوش مصنوعی: شادی واقعی وقتی است که معشوقی نامهای بفرستد، نه این که فقط بهار و روزهای خوش بیاید.
دل سودازده از سینه به زلفت پیوست
چون غریبی که ز غربت به دیاری برسد
هوش مصنوعی: دل پر از افسوس و شوق من به موهای تو پیوست، مانند غریبی که از دوری به دیاری جدید میرسد و احساس خوشایندی را تجربه میکند.
آه من میگذرد باخبر ای خرمنِ حُسن
هان مبادت که از این برق شراری برسد
هوش مصنوعی: ای خرمن زیبایی، من با افسوس و اندوه میگذرم. مراقب باش، که ممکن است این لحظه زودگذر، به ناگاه با شعلهای شتابناک مواجه شود.
عشق پیلافکن و رخ تافتن از وی صَعب است
مات ماندیم مگر شاهسواری برسد
هوش مصنوعی: عشق مانند یک فیل خشمگین است که افراد را به چالش میکشد، و نشان دادن زیبایی یا جذابیت آن دشوار است. ما در این مسیر سردرگم ماندهایم و تنها امیدمان این است که کسی شجاع و کارآمد به کمک ما بیاید.
طالب آب بقا راه به مقصد نبرد
که نه خضرش به سر راهگذاری برسد
هوش مصنوعی: کسی که در جستجوی آب زندگی است، نباید به مقصود خود برسد، زیرا نه خضر، که نماد هدایت و دانایی است، در مسیرش قرار میگیرد.
هر که حق گفت نه از اهل حقیقت شمرش
تا نه منصور صفت بر سرِ داری برسد
هوش مصنوعی: هر کسی که حقیقت را بگوید، او را جزو اهل حقیقت ندان، زیرا ممکن است مانند منصور، به سر دار (اعدام) برسد.
نوح گر بگذرد از ساحل بحر غم عشق
کی تواند که ز بحرش به کناری برسد
هوش مصنوعی: اگر نوح از غم عشق عبور کند، چگونه میتواند از دریا به کناری برسد؟
مگذر بر من خاکی ز ترحم ای ترک
چون به دامان تو ترسم که غباری برسد
هوش مصنوعی: ای ترک، بر من به خاطر دلرحمی نگذران، چون میترسم اگر به دامانت نزدیک شوم، غباری از من به تو بچسبد.
نقد شد زراندود تو ای صوفی شهر
آه از آن روز که نقدت به عیاری برسد
هوش مصنوعی: ای صوفی، از روزی که ارزش واقعی تو به اندازهای برسد که قابل سنجش و نقد باشد، آه و فریاد من آغاز میشود.
آنچنان است که آید اجل بیماری
شیخ شهر ار به سر بادهگساری برسد
هوش مصنوعی: زمانی که مرگ فرا برسد، حتی اگر بیماری شیخ شهر نیز باشد، وقتی به بادهگساری مشغول شود، سرنوشت تغییر نمیکند.
حالت طایف کعبه چه بود بر در دیر
حال گمگشتهرهی کاو به حصاری برسد
هوش مصنوعی: حالت زائر خانه خدا چگونه است وقتی که به درگاه معبد میرسد، در حالی که راهی گم شده و در انتظار رسیدن به مقصدی است که به دشواری به آن دسترسی پیدا میکند.
روز هجران مرا روی تو تابد زآن سان
که شب گور مرا شمع مزاری برسد
هوش مصنوعی: در روز جدایی، چهره تو بر من همچنان میتابد که در شب تاریک قبر، شمعی بر سر مزار میدرخشد.
تویی آن نور هدایت علی و مظهر حق
که کند نور شعاعت چو به ناری برسد
هوش مصنوعی: تو نور هدایت هستی و تجلی حقیقت، نوری که وقتی به آتش نزدیک شود، درخشندگیاش افزایش مییابد.
کی هراسان شوم از حول نکیرین به قبر
گر به سروقت من آشفته یاری برسد
هوش مصنوعی: هرگز از وحشت سوالکنندگانی که در قبر به سراغم میآیند نخواهم ترسید، اگر در آن لحظه دوستی آشفته و نگران به یاریام برسد.