برگردان به زبان ساده
آن پری را خاتم جم لعل می آلود بود
چهره دست موسوی خط خوش داود بود
هوش مصنوعی: آن پری که جلوهاش مانند جواهر سرخ است، چهرهاش شبیه دست موسوی و خطش به زیبایی خط داود است.
دوشت آوردم نثار از لؤلؤ تر در کنار
لیک چون سفتم زمژگان جمله خون آلود بود
هوش مصنوعی: من دوش با دلی پر از درد و نیاز به تو نزدیک شدم و هدیهای از گوهرهای درخشان را به تو آوردم، اما زیرا که دلتنگی و ناراحتیام بر من غلبه کرده بود، دستانم پر از رد و نشانی از غم و کندن بود.
صفوت از آب در میخانه عشق تو یافت
مشت خاکی کاو ملایک را همه مسجود بود
هوش مصنوعی: صفوت از آب در میخانه عشق تو گلی خالص به دست آورد که همه فرشتگان به آن سجده میکنند.
بسکه دود عود زلف از آتشین روی تو خاست
مشعل خورشید از تاثیر او پردود بود
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جلوهٔ جذاب چهرهٔ تو، بوی عطر زلفهایت به قدری قوی بود که مشعل خورشید را هم تحت تأثیر قرار داد و آن را پر از دود کرد.
من گرفتم سرو چون بالای تو شد معتدل
سرو را کی بار از سیب و به و امرود بود
هوش مصنوعی: من درخت سرو را به خاطر قامت زیبایت شگفتزده شدم؛ اما نمیدانم این سرو چقدر میتواند بار بدهد و میوههایی همچون سیب، به و گلابی داشته باشد.
شد خلیل خالت از آن آتشین رو تازه تر
باغ ابراهیم آری آتش نمرود بود
هوش مصنوعی: خلیل، دلیل زیبایی تو است، و این زنده تر از باغ ابراهیم به خاطر آتشین بودن چهرهات است. بله، آتش نمرود نیز در اینجا وجود دارد.
شاید ار پیر مغان داناست از راز نهفت
کاز ازل او پرده دار شاهد مقصود بود
هوش مصنوعی: شاید آن پیرِ مغان به خوبی از رازهای نهانی آگاه است، زیرا از آغاز، او نگهبان پردهای بوده که بر روی معشوق اصلی کشیده شده است.
شب همه شب بندگی میکرد در کوی ایاز
خاتم ملک ار بصورت در کف محمود بود
هوش مصنوعی: در طول شب، همیشه در کوی ایاز به بندگی مشغول بود، حتی اگر خاتم ملک در دست محمود باشد.
خضرش آخر شد دلیل و بردش اندر کوی یار
سالکی کز شش جهت در بر رخش مسدود بود
هوش مصنوعی: خضر، که نشانه ی هدایت و راهنمایی است، در نهایت به مقصد راه مییابد و او را به کوی یار میبرد. این سالک (سیر و سلوککننده) که در زمانهای مختلف، از هر شش سمت محاصره شده بود، اکنون راهی برای رسیدن به عشق و معشوق پیدا میکند.
دین و دل سرمایه بود و داود و سودایت خرید
عاشق صادق کجا بند زیان و سود بود
هوش مصنوعی: دین و عشق سرمایههای اصلی هستند و داود عشق را خرید. عاشقان واقعی به نفع و ضرر اهمیتی نمیدهند.
گر نبودی مرتضی بیرنگ بودی ممکنات
زآنکه امکان از ازل او را طفیل بود بود
هوش مصنوعی: اگر مرتضی نبود، ممکنات نیز بیرنگ و بیمعنا بودند، زیرا امکان و وجود همه چیز از ازل به وجود او وابسته است.
سر چو پیچید از ولایت سجده بر آدم نکرد
بس عجب نبود که شیطان از ازل مردود بود
هوش مصنوعی: وقتی سر از بیحد و مرزهای خود فرود آورد، سجده بر آدم نکرد. جای تعجب نیست که شیطان از همان ابتدا ناپسند و مطرود بود.
لاجرم آشفته را آتش نسوزاند که داشت
کسوتی کش رشته مهر تو تار و پود بود
هوش مصنوعی: به همین خاطر، کسی که دلی آشفته دارد، را آتش نمیسوزاند؛ زیرا او پیوندی عمیق با عشق و محبت تو دارد و وجودش را مهارت و زیبایی عشق تو پر کرده است.
گفت تا کن هر دو کون از گفت او آمد پدید
هر دو عالم در میان لعل او موجود بود
هوش مصنوعی: گفت تا زمانی که دو عالم وجود دارد، هر دو به خاطر کلام او روشن و نمایان میشوند و در این میان، زیبایی او مانند لعل جلای خاصی دارد.