پیر میخانه پی دعوت مستان چو درآید
حق کند عفو گناهان در رحمت بگشاید
پرده برجا نگذارد همه افلاک بسوزد
آه مستی سحر از سینه سوزان چو برآید
ساقیا ما همه عطشان و تو خود خضر زمانی
تو مسیحی و همه خلق چنین مرده نشاید
این چه جلاد که کس از دم تیغش نگریزد
وین چه صیاد که وحشی بکمندش بگراید
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
قالب شعری:غزل
منبع اولیه: چکامه
تعداد ابیات: 4
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
پیر میخانه پی دعوت مستان چو درآید
حق کند عفو گناهان در رحمت بگشاید