برگردان به زبان ساده
تا مهم از خانه سر بر میزند
آفتابش بوسه بر در میزند
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید از پشت بام خانه طلوع میکند، به در خانه بوسه میزند.
شکوه از صیادم این باشد که تیر
تا چرا بر صید دیگر میزند
هوش مصنوعی: شکایت من از صیاد این است که چرا تا وقتی شکار دیگری در نظر دارد، به من آسیب میزند.
از کمان ابروی او جستم چو تیر
ترک چشم او به خنجر میزند
هوش مصنوعی: از زیبایی ابروی او فرار کردم، مانند تیری که از کمان شلیک میشود. چشمان او به حدی تیز و کشنده است که همچون خنجری به قلب میزند.
من نشاندم نونهالی را به چشم
باغبان گر دم ز عرعر میزند
هوش مصنوعی: من یک بچه را در آغوش باغبان نشاندم، چرا که اگر صدای عرعر را بشنود، به او آرامش میدهد.
عاشق آن نخل رطب آور بود
کاو نگارش سنگ بر سر میزند
هوش مصنوعی: عاشق آن نخل خرما است که بر سرش نگارهای از سنگ را به تصویر کشیدهاند.
جان فزاید غمزهات در هر نظر
بر رگ جان گرچه نشتر میزند
هوش مصنوعی: دل شاد میشود از نگاه زیبا و فریبندهات، هرچند که این نگاه به اندازهی یک تیغ بر جانم زخم میزند.
عشق چون مستور ماند کآفتاب
هرچه پوشی پرده سر بر میزند
هوش مصنوعی: عشق به گونهای است که حتی اگر آن را پنهان کنی، همانند خورشیدی است که هر چقدر هم که آن را بپوشانی، باز هم نورش را نشان میدهد.
شرح عشق آشفته با خامه مگو
کاین نیم آتش به دفتر میزند
هوش مصنوعی: عشق را به گونهای بیان نکن که باعث ایجاد آشفتگی شود؛ زیرا این عشق، مانند آتشی است که به کاغذ میافتد و آن را میسوزاند.
شمع را چون آتش پنهان بود
لاجرم وقتی به سر در میزند
هوش مصنوعی: شمع وقتی درون خود آتش را پنهان دارد، ناگزیر خودش را در بیرون نشان میدهد.
کیست آن شاعر که در اقلیم شعر
همچو سعدی سکه بر زر میزند
هوش مصنوعی: چه کسی است آن شاعر که در دنیای شعر به اندازه سعدی ارزش و اعتبار دارد و همچون سکهای بر روی طلا میدرخشد؟
اوست حلوایی و هرکس چون مگس
بر دکانش دست بر سر میزند
هوش مصنوعی: او همانند حلوایی است که هر کسی مانند مگسی به دور او میچرخد و به دنبال شیرینیهایش میآید.
بر جسارتهای آشفته ببخش
کاو رقم بر نام حیدر میزند
هوش مصنوعی: بخشش کن به جسارتهایی که ناشی از آشفتگی است و بر نام حیدر اثر میگذارد.