برگردان به زبان ساده
گرجان نبود زنده بجانانه توان بود
جانان چونباشد به چه افسانه توان بود
هوش مصنوعی: اگر عشق و دلدادگی نبود، زندگی چگونه ممکن است؟ و وجود جانان (عاشق) چگونه ممکن است بدون داستانها و افسانههایش؟
پیمان که به بستیم که پیمانه ننوشیم
پیمانه شکستیم بپیمانه توان بود
هوش مصنوعی: ما عهد و پیمانی بسته بودیم که دیگر شراب نخوریم، اما حالا که آن پیمان شکسته شده، نمیتوانیم از نوشیدن دور بمانیم.
در کعبه نبردیم بسر عمر بسالوس
گر عمربود بر در میخانه توان بود
هوش مصنوعی: در کعبه به جنگ و جدل نپرداختیم و عمر خود را به هدر ندادیم؛ اگر زندگیکردن بود، در کنار میخانه میتوانستیم بود و خوش گذراندن.
در صومعه با ذکر نشد زیست میسر
در میکده بانعره مستانه توان بود
هوش مصنوعی: در صومعه به خاطر ذکر و عبادت زندگی راحتی وجود ندارد، اما در میکده با شادی و نغمههای مستی، میتوان زندگی کرد.
عشق آن گهر پاک که از بحر فنا خاست
با جان پی آن گوهر یکدانه توان بود
هوش مصنوعی: عشق، همان گوهر خالص و ناب است که از دریاچه زوال به وجود آمده و برای دستیابی به آن، جان آدمی باید به دنبال این جواهر بینظیر باشد.
ای شیخ زعشاق مجو عقل و فراست
با عشق کجا عاقل و فرزانه توان بود
هوش مصنوعی: ای شیخ، از عشق به دنبال عقل و دانایی نباش، زیرا در عالم عشق، هیچ عاقل و فرزانهای وجود ندارد.
ای ترک پریزاده که از خلق نهانی
تا چند بسودای تو دیوانه توان بود
هوش مصنوعی: ای دختر زیبا که از مردم پنهانی، تا چه زمانی میتوان به خاطر تو دیوانه و عاشق بود؟
آشفته باین جرم ثناخوان علی شد
آسوده بآن همت مردانه توان بود
هوش مصنوعی: به خاطر فخر و افتخاری که به علی دارد، در دلش آرامش و راحتی پیدا کرده است. این آرامش نتیجه تلاشها و مردانگی اوست که همچون یک مروصل، زندگیاش را امن و راحت کرده است.