برگردان به زبان ساده
مستان تو از جام ازل باده خورانند
تا صبح ابد از دو جهان بیخبرانند
هوش مصنوعی: مستان تو از شراب جاودانه مینوشند و تا صبح ابد از دو جهان بیخبرند.
در راه طلب سر بنهد طالب مقصود
آنان که بنالند زپا نو سفرانند
هوش مصنوعی: در مسیر رسیدن به هدف، عاشقانی که به دنبال مقصود خود هستند، تسلیم میشوند و به اوج خواستههایشان میرسند، آنانی که ناله میکنند و در جستجوی هدایت هستند، در واقع مسافران تازهکارند.
زهاد پس از زهد بمیخانه گرایند
یک عمر نشاید که بغفلت گذرانند
هوش مصنوعی: زاهدان بعد از آنکه از دنیا دوری گزیدند، به میخانه میروند. یک عمر نباید در بیخبری و غفلت زندگی کنند.
در باغ بیا تا که ببینی گل و بلبل
از شوق همه نعره زنان جامه درانند
هوش مصنوعی: به باغ برو تا ببینی که گل و بلبل از شادی و خوشحالی چگونه با صدای بلند شادی خود را نشان میدهند و لباسهای خود را به کنار میزنند.
شنعت نپسندند بزنجیری زلفت
آنان که گرفتار باین بند گرانند
هوش مصنوعی: افرادی که درگیر مشکلات بزرگ هستند، از زیباییهای پیچیده و جذاب تو خوششان نمیآید.
چوگان تو را کی سر گوی چو منی هست
کافتاده چو گو در سم اسب تو سرانند
هوش مصنوعی: پیکار تو در میدان چوگان به چه کسی میرسد که من نیز مانند تو در این میدان به زمین افتادهام و سرم در زیر سم اسبهای توست.
بگذر سوی بتخانه که گردند پشیمان
قومی که بآن لعبت بیجان نگرانند
هوش مصنوعی: به سوی معبد برو و ببین که چه کسانی که به آن بت بیجان نگاه میکنند، در نهایت پشیمان خواهند شد.
خفاش ندارد خبر از پرتو خورشید
این قوم ملامتگر ما بی بصرانند
هوش مصنوعی: خفاش از نور خورشید بیخبر است و این دسته از مردم که ما را سرزنش میکنند، مانند کسانی هستند که نمیتوانند ببینند.
آشفته بجز من که از آن شمع شدم دور
پروانه ندیدیم که از بزم برانند
هوش مصنوعی: تنها من بودم که از شمع دور شدم و کسی جز من آشفته نیست. پروانهای ندیدم که از مهمانی بیرون برود.
فرهاد تو شکر لبم ای خسرو خوبان
در شهر اگرچه همه شیرین پسرانند
هوش مصنوعی: فرهاد، تو برای من به مانند شیرینی هستی که در لبانم وجود دارد. ای بزرگترین زیبای این شهر، هرچند که در این دیار، همه پسران به نوعی شیرین هستند، اما تو ویژهتری.